چه عواملی به استعفای کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، منجر شد؟

منبع تصویر، EPA
- نویسنده, بکی مورتون و برایان ویلر
- شغل, خبرنگاران سیاسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۷ دقیقه
کییر استارمر استعفای خود را از رهبری حزب کارگر اعلام کرد و بدین ترتیب پایان دوران نخستوزیری او در بریتانیا رقم خورده است. او در سخنرانیای در بیرون از محل اقامتش در خیابان داونینگ گفت که تا تعیین جانشینش در سمت خود باقی خواهد ماند.
سقوط او از اوج قدرت بسیار دراماتیک بوده است، کمتر از دو سال پیش، او پیروزی قاطع در انتخابات سراسری را جشن گرفت و به نظر میرسید برای سالهای آینده بر سیاست بریتانیا تسلط خواهد داشت.
اکنون، بهجای آغاز «دههای از نوسازی ملی» که وعده داده بود، توسط حزب خودش از قدرت کنار گذاشته شده است.
او در سخنرانی احساسی هنگام استعفا گفت که حزبش پرسیده است «آیا من بهترین فرد برای هدایت ما به انتخابات عمومی بعدی هستم».
«پاسخ حزب پارلمانی خود را به این پرسش شنیدهام و آن را با حسن نیت میپذیرم.»
پیروزی انتخاباتی آقای استارمر در سال ۲۰۲۴ تا حد زیادی ناشی از خشم عمومی از حکومت قبلی محافظهکار بود، خشمی که بهدلیل مهمانیها در داونینگاستریت در دوران همهگیری کرونا و آشفتگی اقتصادی ناشی از «مینیبودجه» لیز تراس، نخستوزیر محافظهکار، تشدید شده بود.
راهبرد آقای استارمر که ثبات اقتصادی را بهعنوان اولویت حزب کارگر اعلام کرده بود، نتیجهبخش بود.
او مبارزات انتخاباتی ۲۰۲۴ را با یک شعار یککلمهای پیش برد: «تغییر». همچنین برند سیاسی خود را تأکید بر ثبات، کارآمدی و استانداردهای بالای اخلاقی، اعلام کرد.
اما پیروزی او با کمترین سهم تاریخی از آرای ملی به دست آمد و محبوبیتش در میان رایدهندگان، پس از رشتهای از اشتباهات و چرخش ۱۸۰ درجهای سیاستها، ظرف چند هفته به شدت سقوط کرد.
او خود را بهعنوان رهبری معقول و عملگرا معرفی کرده بود که همواره در جهت منافع ملی عمل خواهد کرد، مردی جدی برای روزگار دشوار.
اما در نهایت، شمار فزایندهای از منتقدان در میان نمایندگان حزب خودش معتقد بودند که او فاقد ایدئولوژی روشن است و بهزبان ساده، سیاستمدار چندان موفقی نیست. رایجترین انتقاد این بود که او هدف مشخص و قوی ندارد و نمیداند که با رسیدن به قدرت به چه چیزی دست یابد.
او دیر و در دهه پنجاه زندگیاش وارد سیاست شد، پس از سپری کردن یک حرفه موفق در بخش حقوق به عضویت پارلمان درآمد. مخالفانش ادعا میکردند که او مهارت ارتباطی لازم را برای انتقال پیام حزب کارگر ندارد. در عصری که اصالت و احساسات بر سیاست حاکم است، او گاه خشک و بیروح به نظر میرسید.
او و ریچل ریوز، وزیر داراییاش، در روزهای نخست حضورشان در داونینگاستریت هشدار دادند که مشکلات اقتصادی بهجا مانده از محافظهکاران بسیار شدیدتر از انتظارشان است و مالیاتها باید افزایش یابد.
آقای استارمر بعدها اذعان کرد که این رویکرد اشتباه بوده و باید امید بیشتری به رأیدهندگان میدادند.
اما تصمیم دولت او در ماه جنوری ۲۰۲۴ برای حذف کمکهزینه سوخت زمستانی برای ۱۰ میلیون بازنشسته، در نظرسنجیها بهعنوان نقطه آغاز سقوط شدید محبوبیت شخصی او شناخته شد.
او سال گذشته در این بخش، سیاست چرخش ۱۸۰ درجهای داشت، اما تا آن زمان الگویی از عقبنشینی از سیاستهایی که نزد مردم یا نمایندگان حزبش محبوب نبودند، دیده نشد.
تنها سه ماه پس از آغاز نخستوزیریاش، او بیش از ۶۰۰۰ پوند از هدایایی را که از زمان نخستوزیر شدن دریافت کرده بود، از جمله بلیت کنسرت تیلور سوئیفت را بازپرداخت کرد.
اگرچه این اقدام در چارچوب قانون بود، اما گزارشهای مربوط به پذیرش هزاران پوند هدیه از سوی اهداکنندگان ثروتمند، به مذاق مردم خوش نیامد.
دوستی غیرمنتظره با ترامپ

منبع تصویر، AFP
با تمام وجود مشکلات داخلی، آقای استارمر بهخاطر مدیریت خود در عرصه بینالمللی مورد تحسین قرار گرفت.
او با دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا، رابطهای غیرمنتظره برقرار کرد و در عین حال نقش مهمی در میان کشورهای اروپایی در مذاکرات برای پایان دادن به جنگ اوکراین ایفا کرد.
با این حال، تمرکز او بر سیاست خارجی و سفرهای مکرر به خارج باعث شد منتقدان لقب «کییرِ هیج وقت حاضر نیست » را به او بدهند.
روابط ویژه میان بریتانیا و امریکا، پس از آنکه آقای استارمر از ورود به جنگ امریکا با ایران خودداری کرد، دچار تنش بیشتری شد، اگرچه نظرسنجیها نشان میدادند که این رویکرد از حمایت رأیدهندگان برخوردار است.
در داخل کشور، آقای استامر با اعتصابات داکتران مواجه بود، در حالی که شمار مهاجرانی که با قایقهای کوچک به بریتانیا میرسیدند همچنان افزایش یافت.
با وجود اینکه رشد اقتصادی را به اولویت اصلی خود تبدیل کرده بود، این رشد همچنان کند باقی ماند و پیامدهای جنگهای اوکراین و ایران فشارهای هزینههای زندگی را تشدید کرد.
از این شرایط دشوار، همراه با اشتباهات دولت، حزب راستگرای «رفرم یوکی» بهرهبرداری کرد؛ حزبی که در بهار ۲۰۲۵ در نظرسنجیها از حزب کارگر پیشی گرفت و از آن زمان تاکنون این برتری را حفظ کرده است.
در ماه می سال گذشته، حزب اصلاحات بریتانیا «رفرم یوکی» با کسب موفقیت انتخاباتی به ضرر حزب کارگر، کنترل نخستین شوراهای محلی و شهرداریهای خود را بهدست گرفت و همچنین یک کرسی پارلمانی در انتخابات میاندورهای رانکورن و هلسبی به دست آورد.
ماجرای مندلسون

منبع تصویر، Getty Images
شایعات هم بر سر رهبری آقای استارمر همچنان افزایش یافت و امتیازات شخصی او در نظرسنجیها به پایینترین سطح رسید.
در پاییز، دولت با برکناری لرد مندلسون از سمت سفیر در امریکا به دلیل ارتباط با جفری اپستین «مجرم محکومشده» و نیز استعفای آنجلا رینر، معاون نخستوزیر، به دلیل پرداخت نکردن مالیات کافی هنگام خرید یک آپارتمان، دچار بحران شد.
جنجال بر سر انتصاب لرد مندلسون پس از انتشار مجموعه جدیدی از اسناد در امریکا در قالب پروندههای اپستین، که شواهد تازهای از عمق رابطه میان آن دو را آشکار کرد، بار دیگر شعلهور شد.
خشم عمومی زمانی تشدید شد که مشخص گردید با وجود نگرانیهای مطرحشده از سوی نهادهای بررسی صلاحیت، به لرد مندلسون مجوز امنیتی داده شده است.
اگرچه گفته شد که آقای استارمر تا ماه اپریل از این موضوع آگاه نبوده است، اما این مسئله به اتهام گمراه کردن پارلمان منجر شد، زیرا او پیشتر ادعا کرده بود که «تمام مراحل قانونی بهطور کامل» طی شده است.
این ماجرا همچنین پرسشهای بیشتری درباره میزان تسلط او بر اداره داونینگاستریت و قضاوتش در انتصاب اولیه لرد مندلسون مطرح کرد.
با وجود اینکه او چند هفته دیگر در قدرت باقی ماند، اما اقتدارش بهتدریج کاهش یافت. برخی نظرسنجیها نشان میدادند که او نامحبوبترین نخستوزیر در تاریخ معاصر است.
برای استار و حلقه نزدیک به او روشن نبود که چرا تا این حد میان رأیدهندگان نامحبوب شده است.
جاناتان هیندر، نماینده حزب کارگر از پندل و کلیترو، به روزنامه تایمز گفت: «برداشتی که از گفتگو با رأیدهندگان به دست میآید این است که استارمر از هیچ چیز مشخصی دفاع نمیکند و در عین حال بسیار تظاهر به اخلاقمداری میکند؛ سبکی که یادآور بروکراسی خشک اداری در محیط کار است و مردم از آن بیزارند.»
نتایج انتخابات در ماه می که در آن حزب کارگر در ولز از قدرت کنار رفت، بدترین نتیجه تاریخ خود را در پارلمان اسکاتلند تجربه کرد و نزدیک به ۱۵۰۰ عضو شورا در انگلستان را از دست داد، برای بسیاری از نمایندگان این حزب آخرین ضربه بود.
بیش از ۱۰۰ نفر از آنان علناً خواستار کنارهگیری او شدند و ویس استریتینگ نیز با انتقاد از «بیهدفی» و نبود «چشمانداز» در دولت، از سمت وزیر بهداشت استعفا داد.
استارمر مقاومت کرد و وعده اقدامات قاطعتری داد و استدلال کرد که کشور تحت رهبری او در حال بهبود است، با کاهش لیستهای انتظار در خدمات درمانی و کاهش مهاجرت قانونی و عبور قایقهای کوچک.
او برنامههایی را برای ممنوعیت استفاده از شبکههای اجتماعی برای افراد زیر ۱۶ سال اعلام کرد، که بهعنوان تلاشی برای ایجاد میراث سیاسی تلقی شد و حامیانش به اقداماتی مانند افزایش صبحانه رایگان در مدارس بهعنوان نشانهای از مقابله دولت با هزینههای زندگی اشاره کردند.
او بیش از همه نسبت به فرو رفتن کشور در هرجومرج و بیثباتی ناشی از رقابت رهبری هشدار داد.
اما در این زمان، استریتینگ بهطور علنی برای جایگزینی او تلاش میکرد. ضربه دیگری زمانی وارد شد که جان هیلی، وزیر دفاع مورد احترام، در اعتراض به برنامههای هزینههای دفاعی استعفا داد.
با این حال، بازگشت اندی برنهام به وستمینستر، ضربه نهایی به دوران نخستوزیری استار مر بود.
برنهام که مدتها خواهان این مقام بود، در انتخابات میاندورهای میکرفیلد در شمالغرب انگلستان شرکت کرد تا دوباره نماینده پارلمان شود و بتواند برای رهبری حزب کارگر رقابت کند.
پیروزی قاطع او بر حزب «رفرم یوکی» در منطقهای که بهتازگی به آن رأی داده بود، از سوی بسیاری از نمایندگان حزب کارگر بهعنوان نشانهای دانسته شد که او گزینه مناسب برای رهبری حزب در انتخابات آینده است.
آقای استارمر در سخنرانی خود هنگام استعفا نامی از برنهام نبرد و اعلام کرد که رقابتی برای انتخاب رهبر جدید حزب کارگر برگزار خواهد شد. هنوز مشخص نیست آیا نامزدهای دیگری نیز وارد این رقابت خواهند شد یا خیر.
او در حالی که پشت تریبون مقابل در خانهاش ایستاده بود، گفت: «قدم زدن در این خیابان دو سال پیش، پرافتخارترین لحظه زندگی من بود.»
او وعده داد که از جانشین خود بهطور کامل حمایت خواهد کرد و تنها در پایان سخنرانیاش بود که احساساتی که بهندرت در دوران مسئولیتش دیده میشد، نمایان شد.
«وقتی بزرگترین شغل کشور را ترک کنم، وقت بیشتری را صرف مهمترین شغل خواهم کرد؛ اینکه بهترین همسر برای همسر فوقالعادهام، ویک، باشم که در روزهای خوب و بد همواره کنارم بوده، و بهترین پدر برای فرزندان زیبایم باشم که مایه افتخار و شادی من هستند.»









