از زبان زنان؛ پنج سال زندگی در حکومت طالبان چگونه گذشت؟

امروز پانزدهم آگست (۲۴ اسد) برابر با پنجمین سالروز بازگشت طالبان به قدرت در کابل است، روزی که در سال ۲۰۲۱ نیروهای طالبان کابل را تصرف کردند و حکومت جمهوری سقوط کرد. زندگی مردم افغانستان به‌ویژه زنان در این پنج سال شاهد تغییرات گسترده بوده است. ما از زنان در داخل افغانستان پرسیدیم که پنج سال زیر سایه حکومت طالبان را چگونه سپری کرده‌اند و مهمترین تغییر در زندگی‌شان چه بوده است؟

خلاصه

  • امروز ۱۵ آگست (۲۴ اسد) حکومت طالبان پنجمین سالروز بازگشت به قدرت را جشن گرفت با برگزاری مراسم رسمی در تالار لویه‌جرگه و در برخی ولایت‌ها نیز مراسم‌هایی برگزار شد.
  • حامیان طالبان در خیابان‌های کابل جشن و پایکوبی و رقص می‌کردند.
  • چند مقام ارشد حکومت طالبان در مصاحبه‌های اختصاصی با خبرنگاران بی‌بی‌سی در کابل، از عملکرد حکومت خود در پنج سال گذشته دفاع کردند.

پوشش زنده

  1. آنچه گذشت: روایت‌‌های زنان از پنج سال زندگی در افغانستان تحت حاکمیت طالبان

    طالبان با برگزاری مراسم رسمی در تالار لویه جرگه در کابل، پنجمین سالگرد به قدرت رسیدن‌شان را تجلیل کردند.

    پنج سال حاکمیت طالبان برافغانستان با محدودیت‌های گسترده بر آموزش، کار و فعالیت‌‌های اجتماعی دختران و زنان همراه بوده است.

    ما در این صفحه پوشش ویژه روایت‌های دست‌‌اول زنان از سراسر افغانستان را از زبان خودشان بازگو کردیم.

  2. خبرنگار زن از کابل: من هنوز امیدوارم روزی بتوانم کار خبرنگاری را از سر بگیرم

    ندا اکبری از کابل، می‌گوید همزمان با کار خبرنگاری‌ می‌خواست به تحصیلاتش ادامه دهد اما با فروپاشی حکومت پیشین آرزوهای او نیز فروپاشید. او می‌گوید که زنان افغان حق دارند آموزش ببینند، کار کنند و در عرصه ورزش فعالیت داشته باشند.

  3. «پس از ۱۷ سال خدمت در دولت بی‌کار شدم»

    مرضیه حسینی، که در یکی از اداره‌های دولتی مشغول به کار بود، می‌گوید که یک سال پس از به قدرت رسیدن حکومت طالبان، از کار برکنار شده و به جای او افراد وابسته به حکومت طالبان به کار گماشته شدند.

  4. «به‌خاطر فعالیت‌های مدنی، در خانه بارها توهین شدم»

    نیلاب (نام را تغییر دادیم) می‌گوید از بیکاری و خانه‌نشینی خسته شده بود و رو به فعالیت‌های مدنی آورد تا بتواند به دیگر زنان کشورش خدمت کرده باشد. اما یکی از نزدیکانش همواره بر او فشار آورده و سبب شد تا زندگی‌اش بیشتر از پیش سخت بگذرد.

  5. «معلم بودم حالا با مشکلات دست‌وپنجه نرم می‌کنم»

    تهمینه (نام را تغییر دادیم) معلم بود.

    او می‌گوید: با روی کار آمدن حکومت طالبان معاش (حقوق) او در حدی کم شد که مجبور شد به قالین بافی رو بیاورد و روزگار سختی را می‌گذراند.

  6. «شروع به تدریس قرآن‌کریم و زبان انگلیسی کردم»

    ترنم، معلم خانگی از بلخ می‌گوید در حکومت پیشین افغانستان کار اداری داشت، با از دست دادن کارش شروع به تدریس قرآن و زبان انگلیسی در خانه‌اش کرد.

  7. خبرنگار از کابل: تلاش کردم نمادی از ایستادگی در روزهای دشوار باشم

    خبرنگاران زن در کنفرانس مطبوعاتی مقام‌های طالبان در کابل

    منبع تصویر، Getty Images

    توضیح تصویر، (عکس آرشیویی) خبرنگاران زن در کنفرانس مطبوعاتی مقام‌های طالبان در کابل

    رنا مهر (نام مستعار)، خبرنگار، از کابل می‌گوید هنگام فروپاشی حکومت پیشین افغانستان دانشجوی رشته خبرنگاری در یک دانشگاه‌ خصوصی در کابل بود:

    «روزهای نخست تغییر حکومت، پر از نگرانی، ترس و تصویری مبهم از آینده بود.

    به‌خاطر هراس از طالبان، بسیاری از هم‌کلاسی‌هایم به دانشگاه نمی‌آمدند و من روزها تنها در صنف می‌نشستم، به چوکی‌های خالی و فضای خاموش چهار دیواری دانشگاه خیره می‌شدم؛ فضایی که زمانی یادآور شیرین‌ترین لحظه‌ها در کنار هم‌صنفی‌هایم بود.

    با وجود محدودیت‌ها و دشواری‌ها، به عنوان خبرنگار در یکی از رسانه‌ها به کارم ادامه دادم و تلاش کردم نمادی از ایستادگی در روزهای دشوار باشم.

    با این‌حال، آن‌چه این سال‌ها بیش از همه از من گرفت، تنها فرصت‌های از دست رفته نبود؛ بلکه بخشی از آرزوهای بزرگی بود که سال‌ها در ذهنم پرورش داده بودم.

    مهاجرت نزدیک‌ترین دوستانم را از من گرفت، فرصت تحصیل و آموزش از دختران گرفته شد که بیش از هر چیز دیگر مرا می‌آزارد.»

  8. اختلاف نظر مقام‌های حکومت طالبان در مورد آموزش زنان, یوگیتا لیمای، گزارشگر بی‌بی‌سی از افغانستان

    مدت‌هاست برای ما روشن بوده است که در درون حکومت طالبان درباره موضوع آموزش زنان اختلاف نظر وجود دارد.

    بسیاری از مقام‌های طالبان که با آنان دیدار کرده‌ایم، از جمله برخی چهره‌های ارشد، در گفت‌وگوهای غیررسمی و دور از کمره اعتراف کرده‌اند که مایل‌اند مکاتب و دانشگاه‌ها دوباره به روی دختران و زنان باز شوند.

    اما رهبر حکومت طالبان که در قندهار مستقر است، تاکنون بر موضع خود پافشاری کرده و در طول سال‌های گذشته محدودیت‌های بیشتری را بر زنان وضع کرده است.

    با وجود این اختلاف دیدگاه‌ها، هیچ مقام طالبان به طور علنی با دستورهای رهبر مخالفت نکرده است؛ تنها استثنا، اظهارات شیرمحمد عباس استانکزی، معاون پیشین وزارت امور خارجه طالبان، بود که اوایل سال گذشته خواستار بازگشایی مکاتب برای دختران شد.

    اندکی پس از این اظهارات، او افغانستان را ترک کرد و از آن زمان تاکنون نشانه‌ای از بازگشت او به کشور دیده نشده است.

  9. خبرنگار سابق از مزارشریف: در گوشه خانه با هزاران مشکل روحی و روانی زندگی می‌کنم

    یک خبرنگار زن در مزارشریف که نخواست نام اصلی خود را بگوید در پیامی می‌گوید تا پیش از سقوط حکومت پیشین، ۱۵ سال در رسانه‌ها کار کرده است.

  10. یک دانش‌آموز: با بازماندن از آموزش مجبور شدم در سن کم تن به ازدواج بدهم

    کلثوم (نام تغییر داده شده) از ولایت کابل، هنگام به قدرت رسیدن طالبان دانش‌آموز مکتب بود. او می‌گوید با بازماندن از آموزش مجبور شد در سن کم تن به ازدواج بدهد.

    توضیح ویدئو، ر
  11. طالبان پنجمین سالگرد بازگشت خود به قدرت را جشن گرفتند

    مراسم رسمی تجلیل از ۲۴ اسد، با حضور برخی رهبران بلندپایه طالبان، از جمله عبدالسلام حنفی معاون رئیس‌الوزرا/نخست‌وزیر و امیر خان متقی، وزیر خارجه حکومت طالبان، در تالار لویه جرگه واقع در شمال غرب کابل برگزار شد.

    عبدالغنی برادر، معاون نخست‌وزیر و همچنین سراج‌الدین حقانی، وزیر داخله حکومت طالبان، در این مراسم حضور نداشتند و تا کنون دلیل اصلی غیبت آن‌ها مشخص نشده است.

    تصاویر منتشرشده همچنین حامیان حکومت طالبان را در حال جشن گرفتن در خیابان‌های کابل و برخی دیگر از ولایت‌ها نشان می‌دهد.

    ادامه این مطلب را اینجا بخوانید.

    حامیان طالبان در حال جشن و شادمانی در خیابانهای کابل

    منبع تصویر، Reuters

  12. دختر کارآفرین از کابل: آنلاین درس خواندم و کسب‌وکار کوچکی را به راه انداختم

    روزی که نظام جمهوری به دست طالبان سقوط کرد مرسل وحیدی، دانشجوی طب بود. او نیز از رفتن به دانشگاه بازماند اما تسلیم نشد و تحصیلاتش را به گونه آنلاین ادامه داد و کارو‌بار تازه‌ای را آغاز کرده است.

  13. «حتی برای انجام کارهای روزمره باید با خود همراه محرم داشته باشم»

    تصویرشماری از زنان با صورت‌های پوشیده با حجاب سیاه در پنجمین سالگرد به قدرت رسیدن طالبان در کابل

    منبع تصویر، Getty Images

    عایشه (نام را تغییر دادیم) می‌گوید:

    «در بسیاری از موارد بدون محرم نمی‌توانستم آزادانه به مکان‌های مختلف بروم. حتی برای انجام کارهای روزمره مانند رفتن به بازار، انجام کارهای ضروری یا پیگیری بعضی امور، با محدودیت مواجه می‌شدم.

    این وضعیت باعث شده است استقلال و آزادی عمل من در زندگی روزمره کاهش پیدا کند و برای انجام بسیاری از کارها به همراهی دیگران نیاز داشته باشم.

    برای من ناتوانی یا دشواری در کار کردن تنها به معنای از دست دادن یک فرصت شغلی نیست بلکه می‌تواند باعث کاهش استقلال اقتصادی، کاهش فرصت رشد حرفه‌ای، افزایش وابستگی به خانواده و کاهش مشارکت زنان در جامعه شود.

    من همیشه در زندگی شخصی خود حجاب را رعایت کرده‌ام، در دوره جمهوری هم.»

  14. معلم سابق: زیاد به ما سخت می‌گذرد

    فتانه (نام تغییر داده شده) معلم از ولایت لغمان، می‌گوید معلم بود، کارش را از دست داده و با قطع معاش بازنشستگی شوهرش از لحاظ اقتصادی آسیب دید‌ه‌اند. او علاوه دست‌‌وپنجه نرم کردن با مشکلات اقتصادی نگران سرنوشت دخترش است که پس از صنف ششم، از ادامه تحصیل محروم شده است.

  15. رقص حامیان طالبان در کابل

    شماری از هوادار و حامیان طالبان در چهارراهی صحت عامه شهر کابل (احمدشاه مسعود سابق) به پایکوبی پرداختند. این چهارراه در نزدیکی سفارت امریکا قرار دارد.

    حکومت طالبان امروز شنبه (۲۴ اسد) با برگزاری مراسمی در تالار لویه جرگه، پنجمین سالروز بازگشت خود به قدرت را تجلیل کرد.

  16. «ازدواج کردم تا راهی پیدا کنم اما وضعیتم بدتر شد»

    تصویر دستان یک زوج. داماد در انگشت عروس حلقه می‌اندازند.

    منبع تصویر، Getty Images

    الهه، دانشجو از کابل، می‌گوید:

    «چه روزهای سختی را گذراندیم و تن به چه چیزهایی که ندادیم. وقتی کابل سقوط کرد و طالبان به قدرت رسید، من دانشجوی سال سوم دانشگاه بودم. از همان روز مرگ من آغاز شد و تقریباً همه چیزم را از دست دادم. آرزوهایم دفن شدند.

    خیلی تلاش کردم که راهی برای خودم باز کنم ولی موفق نشدم. امتحان زبان انگلیسی (تافل) دادم تا شاید بورسیه‌ای بگیرم ولی بازها نتوانستم. علاوه بر فشارهای روحی که طالبان برای ما می‌دادند، مجبور شدم تن به ازدواج بدهم به این فکر که شاید از این طریق بتوانم راهی روشن‌تر برای خودم رقم بزنم. بی خبر از این که راهی بدتر و سیاه‌تری را انتخاب کرده‌ام.

    وضعیت بدی را سپری کردم چون ما دختران افغانستان نه تنها از درس، آزادی، تحصیل و کار باز ماندیم بلکه تمام زندگی خود را باختیم و مُردیم.

    شما ببینید که فردی پر از آرزو که توان قدم زدن برایش نمانده باشد، چه حسی می‌تواند داشته باشد.

    کاش همان طوری که کابل سقوط کرد، شب خوابیدم و صبح بیدار شدم و دیدم که بیست سال به عقب برگشته‌ایم، یکبار دیگر بخوابم و بیدار شوم، ببینم که پنچ سال به عقب برگشته‌ایم و طالبان رفته‌اند.

    و خود را در دانشگاه پیدا کنم و با آرزوهایم زندگی کنم.»

  17. زن شاغل: ما را اخراج و مردها را جایگزین کردند

    مریم، زن شاغل از افغانستان می‌گوید او را از اداره‌ای که کار می‌کرد اخراج و کارکنان مرد را جایگزین کردند اما او دست از تلاش برنداشته است.

  18. «خانواده من به زیر خط فقر سقوط کرد»

    مهرنگار (نام تغییر داده شده) از کابل می‌گوید در حکومت پیشین افغانستان نان‌آور خانواده بود، با از دست دادن شغلش پس از تسلط طالبان بر کشور، دیگر توانایی حمایت مالی از خانواده‌اش را ندارد.

  19. آیا غرب هنوز بر افغانستان نفوذ دارد؟, لیز دوست، گزارشگر ارشد بین‌‌المللی

    پنج سال پس از بازگشت دوباره طالبان به قدرت را در دست گرفت، زنان از بخش بزرگی از زندگی عمومی حذف شده‌اند.

    امروز، در داخل و خارج افغانستان، بسیاری یک پرسش مهم را مطرح می‌کنند: بهترین راه تعامل با طالبان برای دستیابی به تغییرات معنی‌دار چیست؟

    متن گزارش را اینجا بخوانید.

  20. «بزرگترین نگرانی من به عنوان یک مادر، دخترانم هستند»

    تصویر شماری از زنان با حجاب سیاه

    منبع تصویر، Getty Images

    یک مادر از افغانستان می‌گوید:

    «من و دخترانم و بسیاری از خانواده‌های دیگر، با صحنه‌هایی روبه‌رو شدیم که فراموش کردن شان آسان نیست. صحنه‌های لت و کوب،‌ تحقیر و برخورد خشن با جوانان را در خیابان‌ها و پس‌کوچه‌ها می‌دیدیم و قلب‌مان آتش می‌گرفت اما کاری از دست‌مان بر نمی‌آمد. اضطراب و احساس ناتوانی کم‌کم وارد زندگی روزمره ما شد.

    من خودم در این مدت از نظر روحی خیلی آسیب دیدم و به دلیل مشکلات اعصاب دارو مصرف می‌کنم.

    شاید کسی که از بیرون نگاه می‌کند، بگوید این فقط این فقط یک تغییر سیاسی یا حکومتی است اما برای من این تغییر وارد خانه‌ام شد، وارد ذهن و قلبم شد و روی زندگی تک تک اعضای خانواده ما تأثیر گذاشت.

    اما بزرگترین نگرانی من به عنوان یک مادر، دخترانم هستند.

    دخترانی که می‌خواستند، معلم، داکتر، مهندس، کارمند شوند، ناگهان دیدند که مسیر به روی آینده‌شان بسته شده است.»