عراقچی: اطلاع داشتن از جلسههای سران، یک حفره امنیتی است که احتمالا هنوز وجود دارد

منبع تصویر، Getty Images
عباس عراقچی گفته است که «بمباران بیت رهبری» و کشته شدن رهبر ایران و شماری از فرماندهان نظامی و سیاسی ایران احتمالا «از طریق حفره امنیتی» صورت گرفته که از تمام جلسات روز نخست جنگ ۴۰ روزه آگاه بوده است.
وزیر خارجه ایران به برنامه «ماجرای جنگ» که از تلویزیون ایران هم پخش میشود گفت پیش از شروع جنگ تصمیمگیری شده بود که «در صورت هدف قرار گرفتن رهبری، تنگه هرمز را ببندیم.»
آقای عراقچی درباره بمباران بیت رهبری در ابتدای جنگ گفت: «من صبح آن روز ساعت ۹ صبح با آقای حجازی جلسه داشتم و گزارشی از مذاکرات به او دادم و گفتم فضا جنگی شده است.»
آقای عراقچی گفت جلسهای که او هم در آن حضور داشت هدف قرار گرفت.
به گفته آقای عراقچی، دفتر علیاصغر حجازی، مشاور اصلی آیتالله خامنهای، هم هدف بود که او از این جلسه زنده بیرون آمد.
او گفت که در آن روز «شورای راهبردی روابط خارجی» جلسه داشت که در جایی غیر محل همیشگی برگزار شد و معلوم نیست چرا آن روز به بیت رهبری منتقل شده بود.
اما به گفته آقای عراقچی، «از آن بدتر جلسهای بود که علی شمخانی با شماری از فرماندهان نظامی گذاشته بود.»
علی شمخانی و افراد حاضر در آن جلسه در همان روز و در بمباران بیت رهبری کشته شدند.
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
آقای عراقچی تایید کرد که در همان روز، جلسه شورای معاونین وزارت اطلاعات در وزارت اطلاعات هم بود. این جلسه هم که در جایی غیر از بیت رهبری بود در اولین روز جنگ ۴۰ روزه هدف قرار گرفت.
به گفته وزیر خارجه ایران، دفتر محمد شیرازی، مشاور نظامی رهبر وقت ایران، و دفتر علی شمخانی، محل جلسه شورای عالی دفاع در آن روز، هدف بودند.
او گفت که آگاهی از زمان همه این جلسات از طریق یک حفره امنیتی صورت گرفته است که «در جهتگیری و تصمیمسازیها [درحکومت ایران] هم اثرگذار است» و احتمال دارد هنوز هم این حفره وجود داشته باشد:
«جلسه آقای شمخانی در بیت و دفاتر آقای شیرازی و آقای حجازی و رهبر شهید، هدف بودند و سریعا مورد حمله قرار گرفتند. در آن لحظه، حضرت آقا در دفترشان حضور داشتند و اطلاع داشتن دشمن از برگزاری این جلسات، نشانه وجود حفرههای امنیتی است.»
او همچنین گفت که مجتبی خامنهای را «در این دوره»، پس از انتخاب شدن به سمت رهبری، ندیده است. او گفت بعید میداند در این دوره «جز چند نفر معدودی» او را دیده باشند.
به گفته آقای عراقچی، قبل از رهبری هم مجتبی خامنهای را در مجالسی از دور دیده است.
روایت عباس عراقچی از چگونگی آغاز جنگ ۴۰ روزه
عباس عراقچی درباره فرایند تصمیمگیری درباره مذاکره با آمریکا گفت: «آن زمان [بین دو جنگ] کمیته هستهای را در داخل دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی تشکیل دادیم که اکنون به کمیته مذاکرات تبدیل شده است و به کمیته شش نفره معروف است.»
«تمام بحثهای مربوط به مذاکرات، در این کمیته صورت میگرفت و مصوبات آن، عینا همان روال مصوبات شورای عالی امنیت ملی را طی میکرد.»
به گفته آقای عراقچی، ریاست این کمیته ابتدا بر عهده علی شمخانی و سپس علی لاریجانی بود که هر دو در حملات آمریکا و اسرائیل کشته شدند.
آقای عراقچی در دفاع از مذاکرات گفت: «آغاز جنگ، تصمیمی از سمت طرف مقابل بود و ما میخواستیم دست فرمان او را به سمتی غیر از جنگ ببریم. اینکه فکر کنیم مذاکره باعث جنگ شد، درست نیست. کما اینکه مذاکره اصلا تصمیم شخص من نبود و یک تصمیم جمعی بود.»
او درباره علت آغاز جنگ ۱۲ روزه گفت: «همه چیز از تصور ضعف ایران شروع شد. طرف مقابل فکر میکرد ایران بازدارندگی منطقهای خود را از دست داده است و برای جبران آن به سمت بازدارندگی هستهای پیش خواهد رفت و لذا باید تجهیزات هستهای آن را از بین برد.»
به گفته وزیر خارجه ایران، «طرف مقابل دیپلماسی را امتحان کرد و از اول هم بر غنیسازی صفر تاکید داشت. ما در این زمینه مقاومت کردیم و وقتی دیدند از طریق مذاکره نمیتوانند به این خواسته خود برسند، جنگ را شروع کردند. بنابراین ایستادگی ما بر مواضع خودمان در مذاکره باعث شد طرف مقابل جنگ را امتحان کند که شکست خورد.»
به گفته وزیر خارجه ایران، «پس از اینکه دشمن آرایش نظامی خود در منطقه را کامل کرد، مجددا درخواست مذاکره برای غنیسازی صفر را مطرح کرد و میگفتند اگر این را قبول نکنید، دوباره حمله خواهیم کرد. پس از بحثهای فراوان، مجددا جمعبندی این شد که مذاکرات را آغاز کنیم و عمده هدف ما هم اتمام حجت بود تا بعدا کسی نگوید اگر مذاکره کرده بودید، جنگ نمیشد.»
او در پاسخ به اینکه اگر جنگ ۱۲ روزه ادامه مییافت، جنگ ۴۰ روزه رخ نمیداد، گفت: «همین تصور در سمت طرف مقابل هم هست، زیرا جنگ ۱۲ روزه باعث افزایش آمادگی ایران در جنگ بعدی شد.»
او در عین حال گفت: «ما باید این شانس را امتحان میکردیم که از طریق مذاکره به راهی غیر از جنگ برسیم و این اتمام حجت با جامعه جهانی، طرف مقابل، و مردم خودمان هم بود.»
او در عین حال گفت که در مذاکرات پیش از شروع جنگ ۴۰ روزه، پس از عدم پذیرش غنیسازی صفر از طرف ایران، پیشنهاد تعلیق غنیسازی مطرح شد اما ایران این پیشنهاد را هم نپذیرفت.
او در دفاع از این تصمیم گفت: «ماموریت داشتیم نپذیریم.»
او در پاسخ به اینکه اگر ایران پیشنهاد تعلیق غنیسازی را میپذیرفت، جنگ نمیشد گفت که «نمیشود با اطمینان گفت» چون «اولا تعداد سالهای تعلیق کم نبود» و «در عین حال، اگر سر هستهای میپذیرفتیم یعنی الگویی ایجاد میکردیم که هر وقت خواستی بیا بزن، نابود کن و بعد جمهوری اسلامی میپذیرد.»
او گفت که در روز ۷ اسفند (۲۶ فوریه) در ژنو مذاکرات بود، وقتی ایران نپذیرفت که غنیسازی را تعلیق کند، مذاکرات به هم خورد اما قرار شد تیمهای فنی به مذاکرات خود ادامه دهند اما از فردای آن روز فضا عوض شد.
او همچنین گفت که دستکم برای اسرائیل موضوع هستهای «بهانه» بود و به دنبال تغییر حکومت بودهاند.






























