پنج دهه فعالیت هنری اکبر عبدی؛ از «اجارهنشینها تا اخراجیها»

منبع تصویر، donya-e-eqtesad
بازتاب درگذشت اکبر عبدی در شبکههای اجتماعی همچنان رو به گسترش است. بازیگران، فیلمسازان و دیگر همکاران او با انتشار پیامها و خاطراتی، از جایگاهش در سینما و تلویزیون ایران و نقشش در شکلگیری خاطرات چند نسل نوشتهاند. دامنه واکنشها به جامعه هنری محدود نمانده و شماری از مقامهای دولت ایران، از جمله مسعود پزشکیان و عباس عراقچی، نیز درگذشت او را تسلیت گفتهاند.
در میان پیامهای همکارانش، نوشته جمشید هاشمپور لحنی شخصی و صمیمانه داشت. او عبدی را «رفیق شفیق» خود خواند و نوشت: «در حرفه بازیگری بیرفیق شدم.» هاشمپور حضور او را «غنیمتی برای سینمای ایران» دانست و گفت در روزهای سخت و دردناک، لحظاتی که در کنار عبدی میگذشت، غمها و غصهها را از یاد میبرد.
بابک رضوانی، فیلمساز، نیز با اشاره به شیرینی و طنز حضور عبدی در سینمای ایران نوشت: «نمک سینما رفت؛ عالیجناب اکبر عبدی، سفرت پرنور.» تعبیری کوتاه که شاید یکی از ویژگیهای ماندگار او را بهخوبی توصیف کند؛ بازیگری که با حضورش به بسیاری از فیلمها و مجموعههای تلویزیونی گرما، شوخطبعی و رنگی ویژه میبخشید.
در کنار این پیامها، بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی از پیوند نقشهای اکبر عبدی با خاطرات شخصی و خانوادگی خود نوشتهاند. صفحهای با نام «دههشصتیها» در اینستاگرام، او را نهفقط یک بازیگر، بلکه «بخشی از خاطرات یک نسل» توصیف کرده است؛ خاطرات عصرهای جمعه، نوروزهای شلوغ و شبهایی که اعضای خانواده کنار هم مینشستند و با نقشآفرینیهای او میخندیدند. در این نوشته آمده است که عبدی با نقشهای متفاوتش، از کودک و پیرمرد تا زن و مرد، بخشی از زندگی مردم شد و خندهای را به خانهها آورد که گاه مرهم روزهای سخت بود.
اکبر عبدی آقاباقر، هنرپیشه شناخته شده تلویزیون و سینمای ایران در ۶۶ سالگی در تهران پس از مدتها بیماری و بستری بودن در تهران درگذشت. او در ۴ شهریور ۱۳۳۹ از پدری اردبیلی و مادری تهرانی در محله نازیآباد تهران به دنیا آمد و فعالیتهای هنریاش را از سال ۱۳۵۹ با تلهتئاتری در تلویزیون ایران آغاز کرد.
اکبر عبدی یکی از شاخصترین بازیگران توانای سینمای ایران در سالهای پس از انقلاب بود که با توجه به تواناییهایی که داشت نقشهای متفاوت و متنوعی را در تعدادی از به یادماندنیترین فیلمهای ایرانی بازی کرد.
از برنامه کودک تا پرده سینما

منبع تصویر، Film poster for Ey Iran
از نقشهای به یادماندنی او بازی در سریال «بازم مدرسهام دیر شد» بود. از دیگر سریالهای او در برنامه کودک و نوجوان میتوان به «محله برو بیا» و «محله بهداشت» در کنار بازیگران جوانی مانند حمید جبلی و آتیلا پسیانی اشاره کرد.
اولین نقش این بازیگر در سینما، فیلم نه چندان شناخته شده «جنجال بزرگ» بود، اما او با «مردی که موش شد» شناخته شد و با «اجاره نشینها» به شهرت رسید.
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
اکبر عبدی با نقشهای به یاد ماندنی در فیلمهای «اجارهنشینها» و «ای ایران» و «گراند سینما» و همکاری با سینماگران شناخته شدهای مانند داریوش مهرجویی و ناصر تقوایی به چهرهای ماندگار در سینمای پس از انقلاب بخصوص در سینمای کمدی تبدیل شد.
در ادامه مسیر، همراهی با علی حاتمی در فیلم «مادر»، بازی در فیلم «سفر جادویی» ابوالحسن داودی دیگر ابعاد بازیگری او را نمایان کرد. یکی از اوجهای بازیگری اکبر عبدی بازی در نقش یک زن در فیلم «آدم برفی» داوود میرباقری بود. فیلمی که برای مدتی توقیف بود و سپس اکران و با استقبال خوبی روبرو شد.
هم چنین ایفای نقش در فیلمهای «هنرپیشه» و «ناصرالدین شاه آکتور سینما» محسن مخملباف و «دلشدگان» علی حاتمی نشان داد که او توانایی نقش آفرینی در فیلمهای غیرکمدی را هم دارد.
آقای عبدی در طول سالها فعالیتش در چند تئاتر و تله تئاتر هم بازی کرد.
اولین تله تئاتر او با نام «سنجابها» به کارگردانی محمود ابراهیمزاده در سال ۱۳۵۹ بود و دیگر تلهتئاتری که بازی کرد «باجناغها» به کارگردانی داریوش مؤدبیان بود که در کنار رسول نجفیان و حسین محباهری ایفای نقش کرد، که در زمان خود تله تئاتر موفق و محبوبی بود.
آقای عبدی هم چنین بازی در تئاترهایی چون«دیوان تئاترال» به کارگردانی محمود استاد محمد در تئاتر شهر و «اکبرآقا آکتور سینما» در تئاتر سنگلج به کارگردانی را در کارنامه هنری خود دارد.

منبع تصویر، Akbar Abdi with director Masoud Dehnamaki on the set of Rasvaei
افول سینمای ایران و حضور کمرنگ عبدی
پس از گذر از دوران طلایی سینمای ایران در دهه شصت و هفتاد، اکبر عبدی در دهه هشتاد نقشهای کمتری ایفا کرد.
اوج حضور او را در آن سالها سه گانه «اخراجیها» و همکاری با مسعود ده نمکی است. همکاری طولانی اکبر عبدی با این کارگردان در پروژههای بعدی هم ادامه داشت که با انتقاداتی روبرو شد. ساخت و نمایش اخراجیها همراه با حمایت مسئولان حکومتی ایران بود و هر سه اثر، پرفروشترین فیلم سال شدند. آثاری که سرآغازی بودند بر تسلط فیلمهای کمدی بر سینمای ایران.
مسعود ده نمکی پیش از کارگردانی، سردبیر و مدیرمسئول هفتهنامههای «شلمچه» و «جبهه» و ماهنامه «صبح دوکوهه» بود و نماینده گروه «فشاری» به نام «انصار حزبالله» که از طرفداران تندوری جمهوری اسلامی بودند.
اکبر عبدی در دهه نود حضور پر رنگتری در سینما داشت، هرچند کمتر نقشی از آن فیلمها، در یاد مخاطب سینمای ایران به جای مانده است.
او در اسفند سال ۱۳۹۰ به منتقدان سینمایی که فیلم رسوایی به کارگردانی ده نمکی را فیلم فارسی خطاب کرده بودند تاخت و گفت: «همه این حرفهایی که منتقدان میزنند به خاطر این است که عقده دارند به سینما بیایند. منتقد باید پنبه بزند ... این حرفهایی که در مورد فیلمفارسی میزنید توهین به فردین و ایرج قادری و امثال اینهاست. این حرفها بیاحترامی به این بازیگران است.» آقای عبدی در این فیلم نقش یک روحانی را بازی کرده بود.
او یک بار دیگر نقش زنی اما سالخورده را در فیلم «خوابم میآد» رضا عطاران بازی کرد و جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را در جشنواره فیلم فجر ۱۳۹۰ از آن خود کرد. او اولین بار این جایزه را برای بازی در فیلم مادر علی حاتمی در سال ۱۳۶۸ دریافت کرده بود.
آقای عبدی در سال ۹۲ در شش فیلم نقش بازی کرد و پرکارترین بازیگر سینمای ایران در آن سال شد.
«رسوایی»، «تلفن همراه آقای رئیس جمهور»، «یکی برای همه»، «جابه جا»، «عمیلات مهد کودک» و «معراجیها»، فیلمهایی که بعید است نه نام آنها و نه نقش این هنرپیشه در آنها در ذهن مخاطب ایرانی ردی از خود برجای گذاشته باشد. او بعدا در مصاحبههایی گفت که برخی از فیلمها را «به خاطر پول و گذران زندگی بازی کرده است.»
در این سالها و با پر رنگ شدن سریالهای تلوزیونی، اکبر عبدی نقشهای متعددی در سریالهایی مانند «امام علی»، «زیر آسمان شهر»، «در چشم باد» و «سالهای مشروطه» حضور داشت.
از ستایش احمدینژاد تا انتقاد از گرانی
اکبر عبدی در آخرین سال ریاست جمهوری محمود احمدینژاد از او نشان درجه یک فرهنگ و هنر را دریافت کرد. او در سال ۱۳۹۴ در یک برنامه تلویزیونی با اشاره اینکه به هیچ رئیس جمهوری رای نداده گفت: «من آدم سیاسی نیستم، احمدی نژاد را مردم انتخاب کردند و ماهایی که به او رأی ندادیم باید زیر پرچم تعداد آراء باشیم.»
او در این برنامه با اشاره به اینکه انتقادش از روحانی به شکل طنز بوده و سخنگوی گله مردم بوده، گفت: «وضعیت اقتصادی مردم سخت تر شد، از ایشان توقع داشتیم بربری نشه ۷۰۰ تومن، بنزین نشه ۱۰۰۰ تومن.»
اکبر عبدی در سال ۱۴۰۱ و در جریان اعتراضات پس از کشته شدن مهسا امینی در یک پیام ویدئویی با ابراز همدردی با مردم از خدا خواست که به مردم ایران توجه کند: «تا کی چلهنشین باشیم. امروز چلهنشین مهسا هستیم و فردا چله نشین یک جوان دیگر.»
در ویدئویی که در روزهای آخر زندگیاش در شبکههای مجازی پخش شد، آقای عبدی با اشاره به قیمت بیش از یک و نیم میلیونی روغن نباتی میگوید: «این کالابرگ یک میلیونی در این گرونیها به چه درد مردم میخورد؟»
چند سال پیش هم ویدئویی از آقای عبدی منتشر شد که با گلایه از حقوق پایین بازنشستگان گفته بود: «چطور یک بازنشسته میتواند با این حقوق مخارجش را تامین کند در حالی که مخارج او با داماد و عروس و نوه بیشتر هم شده است؟ آقای مسئول که برای یک نماینده بیش از ۴۰ میلیون حقوق تعیین میکند و آنها هیچ کاری نمیکند یا میخوابند یا چرت میزنند.»
پس از انتشار این ویدئو مدیرعامل وقت صندوق هنر گفته بود: «با آقای عبدی تماس گرفتم تا هماهنگی لازم را انجام دهم و مشکلات را بررسی کنیم. متوجه شدیم که ایشان خارج از کشورند و به محض اینکه برگردند، دعوتشان میکنیم و تا جایی که بتوانیم در خدمتشان خواهیم بود.»
اگرچه بعدا آقای عبدی با انتشار ویدئوی دیگر گفت که خود او مشکلی برای هزینههای زندگی ندارد و منظورش در این ویدئو، سایر بازنشستگان بودهاند.



































