نازنین زاغری-رتکلیف: خیاطی در زندان ایران به من امید می‌داد

نازنین زاغری-رتکلیف: خیاطی در زندان ایران به من امید می‌داد

منبع تصویر، Sam Hardwick/Hay Festival

توضیح تصویر، مقام‌های قضایی ایران نازنین زاغری-رتکلیف را حدود شش سال زندانی کردند
منتشر شده در
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

نازنین زاغری-رتکلیف در یک گفت‌وگوی تازه از خیاطی در سال‌های به‌سر بردن در زندان ایران سخن گفت و از این که چطور دوخت‌ودوز به او امید و انگیزه می‌داد. او می‌گوید که آزادی در تک‌تک چیزهای کوچک زندگی ما نهفته است؛ این‌که بتوانیم زیر نور خورشید قدم بزنیم یا هر ماه ماه کامل را ببینیم.

خانم زاغری روز پنجشنبه در جشنواره ولز گفت که دریافت مجوز برای فرستادن پارچه به زندان برای او و دیگر زندانیان اهمیت زیادی داشت و به نوعی راه نجاتی برای آنها بود.

نازنین زاغری-رتکلیف، شهروند ایرانی-بریتانیایی و فعال امور خیریه، در آوریل ۲۰۱۶ توسط مقام‌های ایرانی بازداشت شد و نزدیک به شش سال را در زندان گذراند. او پیش‌تر گفته بود که در این مدت به عنوان اهرم فشار دیپلماتیک بر دولت بریتانیا مورد استفاده قرار گرفته است.

او در دوران زندان برای دخترش گابریلا لباس می‌دوخت و برای دیگر زندانیان نیز روسری و دستمال گردن تهیه می‌کرد.

خانم زاغری-رتکلیف در جمع حاضران در شهر هی-آن-وای در ولز گفت: «پیش از زندان خیاط ماهری نبودم.»

او افزود مادرش خیاطی می‌کرد، اما هرگز اجازه نمی‌داد که او از چرخ خیاطی استفاده کند.

به گفته زاغری-رتکلیف، پیش از زندان از فروشگاه مشهور لیبرتی لندن پارچه می‌خرید و مادرشوهرش نیز برای او چرخ خیاطی خریده بود و او را به خیاطی تشویق می‌کرد.

او گفت که همیشه احساس می‌کرد آن پارچه‌ها «بیش از حد ارزشمند» است و نمی‌خواست از آنها استفاده کند، اما در زندان متوجه شد که می‌تواند بر این تردید غلبه کند و چیزی خلق کند.

نازنین زاغری-رتکلیف گفت که دوخت‌ودوز و کارهای دستی بخشی از فعالیت‌هایی بود که به او کمک کرد دوران زندان را پشت سر بگذارد.

او در دوران زندان برای دخترش گابریلا لباس می‌دوخت

منبع تصویر، Family photo

توضیح تصویر، نازنین زاغری-رتکلیف در کنار همسرش ریچارد و دخترش گابریلا که حالا ۱۱ ساله است

وارد کردن پارچه‌های لیبرتی به زندان کار ساده‌ای نبود

از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

نازنین زاغری-رتکلیف می‌گوید: «آوردن پارچه به زندان ممنوع بود. اما به دلایلی به ما اجازه می‌دادند در هر فصل تعداد مشخصی لباس داشته باشیم.»

او گفت مجموعه‌ای از پارچه‌ها را برای یک مناسبت خاص نگه داشته بود، اما نگاهش در زندان تغییر کرد.

«اسم این پارچه‌ها لیبرتی (به معنای آزادی) بود، در حالی که ما در جایی بودیم که هیچ آزادی‌ نداشتیم.»

او توانست مجوز کتبی ویژه‌ای برای ورود پارچه‌ها به زندان بگیرد و همسرش، ریچارد، نیز برای رساندن آن‌ها به او تلاش زیادی کرد.

زاغری-رتکلیف گفت که بخشی از پارچه‌ها را میان دیگر زندانیان تقسیم می‌کرد: «چون همه می‌خواستند سهمی از آن آزادی‌ داشته باشند که در اختیار نداشتند.»

او افزود که زندگی در زندان بسیار ابتدایی بود، اما زندانیان همچنان تلاش می‌کردند هویت خود را حفظ کنند و به ظاهرشان رسیدگی کنند.

«آدم‌ها خلاقیت به خرج می‌دادند و از چیزهایی که معمولا دور ریخته می‌شد، وسایلی برای استفاده شخصی می‌ساختند.»

زاغری-رتکلیف گفت که در زندان فقط یک چرخ خیاطی صنعتی قدیمی وجود داشت و مسئولیت استفاده از آن به او سپرده شده بود.

او گفت: «آزادی یعنی صبح از خواب بیدار شوی و بتوانی یک دوش خوب بگیری.

منبع تصویر، Reuters

توضیح تصویر، ریچارد رتکلیف برای آزادی همسرش کارزار گسترده‌ای به راه انداخت؛ از جمله با اعتصاب غذا در مقابل وزارت خارجه بریتانیا

او همچنین گفت، زمانی که دخترش گابریلا به دنیا آمد ــ دختری که هنگام بازداشت نازنین تنها ۲۲ ماه داشت ــ آرزو داشت برای خود و دخترش لباس‌ بدوزد.

«این موضوع غم‌انگیز بود، چون لباس‌های مشابه را دوختم و برایش فرستادم. او هنگام ملاقات به زندان می‌آمد و آن لباس‌ها را می‌پوشید، اما من در ایران نمی‌توانستم آن‌ها را بپوشم، چون باید حجاب می‌داشتم. هیچ‌وقت نتوانستیم آن لباس‌ها را با هم بپوشیم.»

زاغری-رتکلیف گفت که کارهای دستی به زندانیان کمک می‌کرد آینده‌ای را تصور کنند که شاید روزی به آن برسند یا زندگی‌ای را به یاد بیاورند که پیش از زندان داشتند.

او گفت: «وقتی آزادی‌ات محدود می‌شود ــ چه در زندان باشی، مثل من، چه درگیر جنگ باشی، در بیمارستان بستری باشی، با بیماری دست‌وپنجه نرم کنی یا با نوعی بی‌عدالتی روبه‌رو باشی ــ خلاقیت راهی برای گریز روانی فراهم می‌کند و از نظر ذهنی به تو امکان می‌دهد از شرایطی که در آن هستی فاصله بگیری.»

زاغری-رتکلیف همچنین گفت پیش از آنکه دخترش در سال ۲۰۱۹ برای ادامه تحصیل به بریتانیا بازگردد، در ملاقات‌های هفتگی با او کارهای دستی مختلفی از جمله اوریگامی و دوخت کیف‌های پارچه‌ای انجام می‌داد.

او افزود: «وقتی به خانه برگشتم، بیش از پیش متوجه شدم که آزادی در تک‌تک چیزهای کوچک زندگی ما نهفته است؛ این‌که بتوانیم زیر نور خورشید قدم بزنیم یا هر ماه ماه کامل را ببینیم.»

او گفت: «آزادی یعنی صبح از خواب بیدار شوی و بتوانی یک دوش خوب بگیری. آزادی یعنی بتوانی هرچقدر می‌خواهی قهوه بنوشی. آزادی یعنی بتوانی وارد یک سوپرمارکت شوی.»

زاغری-رتکلیف افزود: «برای من، آزادی یعنی لذت آزاد بودن؛ در همان معنای ساده‌ای که به انسان امکان می‌دهد از زندگی همان‌طور که هست لذت ببرد.»