«جنگ بازی ویدیویی نیست»؛ روایت سفیر برزیل در ایران از جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران

منبع تصویر، Geraldo Magela/Agência Senado
- نویسنده, لوئیز آنتونیو آراوجو
- شغل, بیبیسی برزیل
- در, پورتو آلگره
- زمان مطالعه: ۵ دقیقه
«جنگ، بازی ویدئویی نیست.» این جملهای است که آندره وراس گیمارائس، سفیر ۵۹ ساله برزیل در تهران، برای جمعبندی دیدهها، شنیدهها و تجربیات خود از هفتههای نخست جنگ ایران به کار میبرد؛ دورهای که در آن بمبارانهای روزانه ایالات متحده آمریکا و اسرائیل، اهدافی را در پایتخت و دیگر نقاط کشور ویران کرد.
آقای وراس که در طبقه آخر یک ساختمان مسکونی ساکن است، دیگر به خاطر نمیآورد در این مدت چند بار نیمه شب با صدای مهیب انفجار و لرزش دیوارها از خواب پریده و از پنجره شاهد ویرانی ساختمانها بوده است.
این دیپلمات در گفتوگوی تلفنی با بیبیسی برزیل میگوید: «کسی نیست که در این وضعیت آسیب ندیده باشد. من اینجا همه چیز را از نزدیک میبینم.»
او یادآوری میکند که بنا بر برآورد دولت ایران، این جنگ تاکنون جان بیش از ۳۵۰۰ ایرانی را گرفته است؛ آن هم در حملاتی که با وجود «تمام فناوریهای موجود، از ماهوارهها تا حسگرهای حرارتی»، نه هدفمند هستند و نه بهاصطلاح نقطهزن.
سفیر برزیل در ایران میگوید: «کشته شدن یک مقام ایرانی در یک بمباران، جان ۱۵ نفر دیگر را هم میگیرد، به همین تعداد زخمی بر جای میگذارد و خسارات گستردهای به زیرساختها وارد میکند.»
آقای وراس اشاره میکند که گاهی اهداف مورد حمله چندان شناختهشده نیستند، اما شمار قربانیان بسیار بالاست؛ او برای نمونه به مدرسه ابتدایی «شجره طیبه» در شهر میناب اشاره میکند. در نخستین روز جنگ، این مدرسه با اصابت یک موشک ویران شد و ۱۷۵ نفر جان خود را از دست دادند که بیشتر آنها دانشآموز بودند.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در پاسخ به پرسشی درباره این حادثه گفته بود: «من هیچ اطلاعی در این باره ندارم.»
رسانههای آمریکایی گزارش دادهاند که بازرسان ارتش آمریکا معتقدند نیروهای آمریکایی احتمالا مسئول حمله غیرعمدی به مدرسه در آغاز عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل بودهاند، اما به نتیجه نهایی نرسیدهاند.
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
آقای وراس از عبارت «خسارت و تلفات جانبی» که اغلب برای اشاره به حمله به اهداف غیرنظامی به کار میرود، انتقاد کرد و آن را راهی برای «کمرنگ جلوه دادن پیامدهای جنگ و انسانی نشان دادن آن» دانست.
به گفته او «خسارت جانبی یعنی تخریب ساختمانهایی که هدف [نظامی] نبودهاند. خسارت جانبی یعنی مجروحان و کشتهها. خسارت جانبی یعنی بمباران یک بیمارستان فقط به این دلیل که ساختمان کناریاش هدف حمله قرار گرفته است. یعنی حمله به دانشگاهها، به خانههای استادان و دانشمندان.»
او میافزاید: «نباید نسبت به عادیسازی رفتارها و حمایت از اقداماتی بیتفاوت باشیم که هرگز حاضر نیستیم مشابهشان را در کشور خود بپذیریم.»
بررسی روزنامه «نیویورک تایمز» نشان میدهد که از آغاز درگیری، ۲۲ مدرسه و ۱۷ مرکز بهداشتی آسیب دیدهاند. این گزارش بر پایه تصاویر ماهوارهای با وضوح بالا و راستیآزمایی ویدیوهای رسانههای دولتی و شبکههای اجتماعی (مانند ایکس) تهیه شده است.
اما ابعاد این خسارتها میتواند بسیار گستردهتر باشد. جمعیت هلال احمر ایران، بهعنوان اصلیترین نهاد بشردوستانه کشور، اخیرا اعلام کرد که از آغاز درگیری تاکنون، دستکم ۷۶۳ مدرسه و ۳۱۶ مرکز درمانی آسیب دیده یا ویران شدهاند.

منبع تصویر، Reuters
بمبارانها در ۷ آوریل متوقف شدند و ایالات متحده و ایران از آتشبسی دو هفتهای خبر دادند. سفیر برزیل در ایران توضیح میدهد: «تا پیش از آغاز آتشبس، حملات روزانه بود و ممکن بود در هر ساعتی از شبانهروز رخ دهد.»
به گفته آقای وراس، مهمترین اهداف این حملات، زیرساختهای مرتبط با حکومت ایران بودند. او میگوید: «این اهداف میتوانست شامل تاسیسات سپاه پاسداران یا کلانتریها باشد.»
آقای وراس میگوید با وجود آرامش نسبی تهران از زمان آغاز آتشبس، این واهمه در میان مردم وجود دارد که پس از شکست مذاکرات اخیر دو طرف در اسلامآبادِ پاکستان، درگیریها بار دیگر از سر گرفته شود. سفیر فضای حاکم را «آمیختهای از نگرانی، انتظار و ترس از هدف بعدی حملات» توصیف میکند.
چند روز پیش از برقراری آتشبس، دونالد ترامپ بارها تهدید کرد که پلها و نیروگاههای برق ایران را نابود خواهد کرد. او در شب پیش از آتشبس، در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» نوشت: «امشب تمام یک تمدن خواهد مرد.»
سفیر برزیل در ایران معتقد است وقتی یک مقام بلندپایه از چنین ادبیاتی استفاده میکند، مردمی که هدف قرار گرفتهاند باور میکنند که در معرض تهدید قرار دارند و ممکن است قربانی جنایتهای جنگی یا حتی نسلکشی شوند»
او میافزاید: «بدیهی است که ترجیح میدهیم تصور کنیم این تهدیدها تنها ابزاری برای فشار بر حکومت است. اما وقتی این سخنان از سوی کشوری مطرح میشود که سلاح هستهای دارد، آن هم در نظام بینالمللی که به قول خود مقامات آمریکا قواعدش دیگر اعتباری ندارد و قانون زور حاکم است، این موضوع باعث نگرانی و اضطراب عمیقی میشود.»

منبع تصویر، Getty Images
به گفته آقای وراس، اگر لحن ترامپ در آغاز جنگ در بخشی از جامعه امید به تغییر ایجاد کرده بود، وعده «نابودی» نتیجهای معکوس به همراه داشت. او میگوید: «فضایی از ناامیدی و شوک عمیق حاکم است، چرا که این اظهارات، تاریخ چهار هزار ساله تمدن ایرانی را نادیده میگیرد.»
آقای وراس بر این باور است: «این تهدید اخیر ترامپ ثابت میکند که دلایل مطرحشده در آغاز جنگ واقعی نبودهاند و اهداف دیگری در میان است که هنوز بازگو نشدهاند.»
به گفته سفیر برزیل در ایران، در حال حاضر برگزاری تجمعهای مردمی در حمایت از کشور، بهویژه در شبها، به امری رایج تبدیل شده است. او توضیح میدهد: «در ایران طیفهای مختلفی حضور دارند؛ حامیان حکومت، مخالفان و کسانی که سکوت میکنند. اما کسانی هم هستند که از کشور و چارچوبهای قانونی و نهادهای آن دفاع میکنند.»
او میگوید: «اختلافات داخلی در برابر تهدیدهای خارجی، بهویژه تهدیدهایی که موجودیت کشور را نشانه میروند، کنار گذاشته میشود و واکنش طبیعی جامعه، اتحاد برای دفاع از خود است.»
به گفته آقای وراس، تصمیم آمریکا به محاصره بنادر ایران در خلیج فارس، تاثیر ملموسی بر زندگی روزمره نداشته است. جامعه ایران در بخش عمدهای از تاریخ معاصر خود با تحریمهای اقتصادی آمریکا روبهرو بوده و به گفته سفیر، همین موضوع باعث رسیدن به سطحی از تابآوری و خودکفایی شده است.
او میگوید: «از ۲۸ فوریه، ایرانیها با سربلندی و استقامت رفتار کردهاند. فروشگاهها هرگز با کمبود کالا مواجه نشدند، برق قطع نشد و اگر هم اختلالی پیش آمد، بهسرعت برطرف شد.» به گفته این دیپلمات، کارشناسان داخلی معتقدند بمباران زیرساختهای انرژی تنها در صورتی اثرگذار خواهد بود که در مقیاسی گسترده و طولانی مدت ادامه یابد.
آقای وراس در ۶ ژوئن ۲۰۲۵، تنها هفت روز پیش از آغاز آنچه «جنگ ۱۲ روزه» خوانده میشود، به عنوان سفیر برزیل در ایران منصوب شد. او پیش از پایان همان ماه به تهران رسید.
از میان حدود ۱۸۰ شهروند برزیلی که پیش از آغاز حملات امسال در ایران بودند، به گفته او حدود ۶۰ تا ۷۰ نفر بدون مشکل از طریق مرزهای زمینی با ترکیه، ارمنستان، جمهوری آذربایجان، افغانستان و پاکستان کشور را ترک کردهاند.


































