محمدباقر خرازی کیست؟ «خودیِ دردسرسازی» که با تکذیب خامنه‌ای هم کوتاه نیامد

    • نویسنده, رضا ثابتی
    • شغل, روزنامه‌نگار
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۹ دقیقه

در حاشیه ساختار قدرت در جمهوری اسلامی، همواره ردی از «خودی‌های دردسرسازی» پیدا می‌شود که مقام و جایگاه رسمی ندارند، اما آن‌قدر به حلقه‌های قدرت نزدیک‌اند که نمی‌توان حرف‌هایشان را نادیده گرفت.

نسبت خانوادگی، لباس روحانیت یا وابستگی به یک تشکل حتی کم‌نام‌ونشان، به آن‌ها امکان می‌دهد از تصمیم‌های پشت پرده خبر بدهند، مقام‌های حکومتی را متهم یا تهدید کنند و سخنانی بگویند که واکنش و تکذیب بالاترین سطوح قدرت را برانگیزد، اما خود در حاشیه امن قدرت باقی بمانند و پس از مدتی با ادعایی تازه برگردند.

محمدباقر خرازی بسیاری از این ویژگی‌ها را دارد. روحانی بدون منصب حکومتی، دبیرکل تشکلی به نام «حزب‌الله ایران» که وزن و جایگاه واقعی آن در فضای سیاست ایران چندان روشن نیست، و عضوی از خانواده‌ای که با حوزه علمیه، دستگاه دیپلماسی و خاندان خامنه‌ای پیوند دارد. آقای خرازی با تکیه بر همین موقعیت، «اسرار مگویی» را فاش می‌کند که می‌تواند هر فرد دیگری را با عواقب سخت و سنگینی روبه‌رو کند.

او اخیرا مدعی شده است که مسعود پزشکیان،‌ رئیس‌جمهور ایران، «۲۷ یا ۲۸ بار» استعفا یا تهدید به کناره‌گیری کرده و گفته مجتبی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، در واکنش نوشته است که اگر رئیس‌جمهور یک بار دیگر استعفا کند، با آن موافقت خواهد کرد.

آقای خرازی مدعی شد که قرار است محمدباقر ذوالقدر از دبیری شورای عالی امنیت ملی کنار گذاشته شود و محسن رضایی جای او را بگیرد. او همچنین این ادعا را مطرح کرد که به عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، گفته شده که دیگر اجازه مداخله در مذاکرات را ندارد.

دفتر رئیس‌جمهور ایران سخنان او درباره استعفای مسعود پزشکیان را «واهی و کذب محض» خوانده و دفتر رهبر جمهوری اسلامی نیز نقل قول منتسب به مجتبی خامنه‌ای را تکذیب کرده است.

اما جنجال اخیر تازه‌ترین نمونه از کارنامه‌ای طولانی است: از وعده بازگرداندن سرزمین‌های جداشده از ایران و دلار هزار تومانی تا تهدید به «ویران کردن» دولت و پیشنهاد ساخت بمب اتم برای ایجاد سونامی در سواحل آمریکا.

محمدباقر خرازی کیست و چرا با وجود چنین اظهاراتی همچنان می‌تواند از درون اردوگاه حکومت سخن بگوید؟

حوزه،‌ جبهه و کانادا

محمدباقر خرازی هفتم تیر ۱۳۴۰ در خانواده‌ای روحانی به دنیا آمد. به نوشته خبرگزاری ایرنا، محل تولد او تهران بود، اما در قم بزرگ شد. پدرش، محسن خرازی، از مدرسان باسابقه حوزه علمیه قم و نماینده تهران در دوره‌های دوم تا چهارم مجلس خبرگان رهبری بود.

بخش زیادی از اطلاعات مربوط به دوران جوانی و سوابق حوزوی و اجرایی خرازی از دو روایت نزدیک به یکدیگر می‌آید: زندگی‌نامه‌ای در وب‌سایت خودش که یکی از شاگردانش نوشته و شرح حالی که ایرنا در اسفند ۱۴۰۲، هنگام نامزدی او برای مجلس خبرگان، منتشر کرده است.

براساس زندگی‌نامه‌ای که در سایت رسمی او منتشر شده، خرازی از نوجوانی در فعالیت‌های مخالف حکومت پهلوی شرکت داشته است. خبرگزاری ایرنا نیز در معرفی او در سال ۱۴۰۲، هم‌زمان با نامزدی او در انتخابات مجلس خبرگان، نوشت که او همراه برادرش، محمدصادق خرازی، در تظاهرات پیش از انقلاب اسلامی حضور داشته و در سال دوم راهنمایی دستگیر شده است.

در همین گزارش ادعا شده که او در آن زمان «با تشکیل اولین هسته‌های مقاومت حزب‌الله در کوه های جمکران شهرستان قم به آموزش نیروهای حزب الله پرداخت».

محمدباقر خرازی پس از انقلاب تحصیلات دبیرستانی را به پایان رساند و وارد حوزه علمیه قم شد. در زندگی‌نامه‌اش آمده است که فقه و اصول را نزد پدرش، و تعدادی از مدرسان دیگر حوزه آموخت، در درس خارج حسین وحید خراسانی و پدرش شرکت کرد، فلسفه را نزد محمدتقی مصباح یزدی و عبدالله جوادی آملی و عرفان را از حسن حسن‌زاده آملی فراگرفت.

به روایت ایرنا محمدباقر خرازی در دومین سال تحصیل حوزوی وارد بخش آموزشی موسسه «در راه حق» شد و سپس در «موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی» در رشته‌های فلسفه و اقتصاد تحصیل کرد.

بر اساس زندگی‌نامه‌ رسمی او،‌ محمدباقر خرازی سپس برای ادامه تحصیل به کانادا رفت و «با حضور در گروه اعزامی به خارج کشور و تحصیل در کانادا، فلسفه‌های جدید غرب را فرا گرفت». خبرگزاری ایرنا عنوان مدرک دانشگاهی او را در یک بخش «فوق‌لیسانس پول و بانک» و در بخشی دیگر «کارشناسی ارشد اقتصاد» عنوان کرده است.

در شرح رسمی سوابق آقای خرازی آمده است که او از نخستین روزهای جنگ ایران و عراق در جبهه حضور داشت و پس از پذیرفتن «نمایندگی ولی فقیه در مناطق نفت‌خیز»، مدتی مسئول دفتر سیاسی قرارگاه کربلا شد.

پس از جنگ، فعالیت محمدباقر خرازی بیشتر بر تدریس، تاسیس مراکز آموزشی و سازمان‌دهی تشکیلات سیاسی خودش متمرکز شد. او بنیان‌گذار و مدیر مدرسه اجتهادیه محسنیه، موسسه فرهنگی‌هنری امام حسن عسکری و مجموعه مدارس امام هادی در نقاط مختلف کشور معرفی شده است.

آقای خرازی دامنه فعالیت‌های علمی خود را بسیار گسترده‌تر از آموزش‌های معمول حوزوی معرفی می‌کند. وب‌سایت او فهرستی بلند از طرح‌ها، درس‌ها و نوشته‌هایش منتشر کرده که از عناوین نامتعارفی مانند «ریاضی ولایی» و «فیزیک ولایی» تا مجموعه‌های چندجلدی درباره «فقه اطلاعاتی و جاسوسی» را در بر می‌گیرد. وجه مشترک این طرح‌ها، گسترش مفهوم «ولایت» از فقه و سیاست به علوم انسانی، پزشکی و حتی علوم پایه است.

نام محمدباقر خرازی از اوایل دهه ۱۳۷۰ با «حزب‌الله ایران» و روزنامه‌ای به همین نام گره خورد. این تشکل با گروه شناخته‌شده انصار حزب‌الله متفاوت است و محمدباقر خرازی به عنوان دبیرکل و مدیرمسئول روزنامه آن معرفی می‌شود.

وضعیت حقوقی این تشکل کاملا روشن نیست اما به نظر می‌آید عنوان دبیرکلی «حزب‌الله ایران» طی بیش از سه دهه برای محمدباقر خرازی هویت سیاسی و تریبونی دائمی فراهم کرده است.

در سال ۱۴۰۲، شورای نگهبان صلاحیت محمدباقر خرازی را برای نامزدی مجلس خبرگان در استان کرمان تایید کرد، اما نتوانست یکی از سه کرسی استان را به نام خود ثبت کند. او ده سال پیش از آن با شعار «دولت المتقین» در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۹۲ ثبت‌نام کرد، اما صلاحیتش رد شد.

خانواده سیاسی و خویشاوند خامنه‌ای

محمدباقر خرازی خود هیچ‌گاه مقام بالایی در حکومت نداشته است، اما اعضای خانواده‌اش در بخش‌های مختلف، از حوزه علمیه و دستگاه دیپلماسی تا بیت رهبر جمهوری اسلامی، حضور داشته‌اند. همین پیشینه سبب شده است که سخنان او، حتی وقتی سندی برایش ارائه نمی‌کند، بیش از اظهارات یک روحانی یا فعال سیاسی در حاشیه بازتاب پیدا کند.

برادرش، محمدصادق خرازی - مشهور به صادق خرازی - سال‌ها در وزارت خارجه فعالیت کرد، سفیر ایران در فرانسه بود و بعدها حزب اصلاح‌طلب ندای ایرانیان را بنیان گذاشت. عمویش، کمال خرازی، نیز وزیر امور خارجه دولت محمد خاتمی بود و از سال ۱۳۸۵ ریاست شورای راهبردی روابط خارجی را بر عهده داشت؛ نهادی که با حکم علی خامنه‌ای، رهبر وقت جمهوری اسلامی، تشکیل شد. او تا هنگام کشته‌شدن در حمله هوایی اسرائیل در فروردین ۱۴۰۵ در این سمت باقی ماند. لحن و شیوه فعالیت این دو نفر با مواضع تند و نامتعارف محمدباقر خرازی تفاوت آشکاری داشته است.

پیوند خانواده خرازی با خاندان خامنه‌ای از طریق سوسن خرازی، خواهر محمدباقر، شکل گرفته است. او با مسعود خامنه‌ای، پسر سوم علی خامنه‌ای و برادر کوچک‌تر مجتبی خامنه‌ای، رهبر جدید جمهوری اسلامی، ازدواج کرده است.

به عبارت دیگر، محمدباقر خرازی برادر همسر مسعود خامنه‌ای است که کمتر در عرصه عمومی ظاهر شده و بنا بر گزارش‌ها مسئولیت دفتر حفظ و نشر آثار پدرش را بر عهده داشته است.

دامنه این پیوندها به خانواده خامنه‌ای محدود نمی‌شود. یکی از پسران صادق خرازی با دختر محمدرضا خاتمی و زهرا اشراقی ازدواج کرده است؛ پیوندی که خانواده خرازی را از یک سو به خانواده محمد خاتمی و از سوی دیگر به نوادگان روح‌الله خمینی متصل می‌کند.

این ارتباطات خانوادگی تا حدی روشن می‌کند که چرا ادعاهای محمدباقر خرازی درباره وقایع پشت پرده در حکومت ایران مورد توجه قرار می‌گیرد. او اخیرا مدعی شده است نزدیک به ۴۰ سال با مجتبی خامنه‌ای دوستی داشته و در جلسات خصوصی با او شرکت کرده است.

نام خانواده خرازی با پرونده صرافی رمزارز نوبیتکس نیز خبرساز شد. وزارت دارایی آمریکا در خرداد ۱۴۰۵ این صرافی و شماری از بنیان‌گذاران و مدیرانش را تحریم کرد. در فهرست رسمی تحریم‌ها، نام «سیدمحمدعلی آقامیر محمدعلی» و «سیدمحمد آقامیر محمدعلی» با نام‌های دیگر «علی خرازی» و «محمد خرازی» ثبت شده است. وزارت دارایی آمریکا آنها را از بنیان‌گذاران نوبیتکس و اعضای خانواده خرازی معرفی کرد و گفت این خانواده در حلقه نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی قرار دارد. پیش از آن خبرگزاری رویترز در گزارشی اختصاصی گفته بود که این دو نفر فرزندان محمدباقر خرازی هستند. در بیانیه وزارت دارایی آمریکا نامی از محمدباقر خرازی برده نشده است.

وزارت دارایی آمریکا نوبیتکس را به کمک به دورزدن تحریم‌ها، انجام تراکنش‌های مرتبط با سپاه پاسداران و فراهم‌کردن دسترسی بانک مرکزی ایران به صدها میلیون دلار رمزارز متهم کرد. این شرکت در واکنش رسمی خود به این تحریم‌ها گفت از پیش برای مواجهه با تحریم‌ها آماده بوده و موضوع را از مسیرهای حقوقی پیگیری خواهد کرد. در این واکنش به اتهام‌های وزارت دارایی آمریکا یا پیوند بنیان‌گذاران نوبیتکس با خاندان خرازی اشاره‌ای نشده بود.

از وعده «پارس اسلامی» تا تهدید «تمام کردن کار» دولت

ثبت‌نام در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۹۲ جدی‌ترین تلاش محمدباقر خرازی برای ورود به ساختار رسمی قدرت بود. او تشکیل «دولت المتقین» را هدف خود خواند و «پارس اسلامی» را به عنوان شعار انتخاباتی‌اش برگزید. در این شعار کلمه پارس به گفته او از حروف نخست «پیشرفت، آرامش، رفاه و سلامتی» ساخته شده بود.

وعده‌های خرازی در آن زمان خبرساز شد. او می‌گفت در یک سال قیمت دلار را - از حدود ۳۵۰۰ تومان - به هزار تومان می‌رساند، در چند ماه نخست ریاست‌جمهوری تحریم‌ها را لغو می‌کند و واحد پول ایران را از ریال و تومان به «پارسی» تغییر می‌دهد.

در سیاست خارجی نیز وعده داده بود همه سرزمین‌هایی را که طی دو قرن اخیر از ایران جدا شده‌اند، «بدون یک قطره خون‌ریزی» بازگرداند؛ از جمله تاجیکستان، ارمنستان و جمهوری آذربایجان.

این سخنان، ماه‌ها پیش از ثبت‌نام رسمی خرازی، واکنش دولت تاجیکستان را برانگیخت. وزارت خارجه این کشور اظهارات او را تعرض به حق حاکمیت و استقلال تاجیکستان و دخالت در امور داخلی یک کشور مستقل خواند و به شدت محکوم کرد.

در آن دوره از انتخابات ریاست‌جمهوری، شورای نگهبان صلاحیت محمدباقر خرازی را تایید نکرد و نام او در فهرست نامزدهای نهایی قرار نگرفت.

او در سال‌های بعد نیز بارها پیشنهادهایی مطرح کرد که بیش از برنامه سیاسی، به وعده‌ها و تهدیدهای آخرالزمانی شباهت داشت. در ویدیویی گفت «تنها راه نجات» کشور ساخت «بمب اتم» و منفجر کردن آن در اقیانوس اطلس است تا به گفته او سونامی آن به سواحل آمریکا برسد. در ویدیویی دیگر او از راه‌ انداختن جنگ داخلی در آمریکا از طریق دامن زدن به اختلاف میان سیاه‌پوستان و سفیدپوستان و ایجاد شکاف میان ایالت‌های این کشور سخن گفت.

اظهارات اخیر محمدباقر خرازی بار دیگر نام او را به سرخط خبرها آورد. او با حمله به مسعود پزشکیان گفت دولتش «به آخر نخواهد رسید» و از تشکیلات خود خواست در هر شهر ۵۳۰ نفر را سازمان‌دهی کند تا نیرویی ۲۵۰ هزار نفری «آماده حرکت» باشد. به گفته خرازی، کافی است اطلاعیه‌ای منتشر شود تا این افراد به تهران بیایند و «کار را تمام کنند».

خبرسازترین ادعای آقای خرازی به درخواست‌های مکرر استعفای مسعود پزشکیان از مقام ریاست‌جمهوری و واکنش تند مجتبی خامنه‌ای مربوط بود.

دفتر رهبر جمهوری اسلامی بدون نام‌بردن از خرازی، ادعای مطرح‌شده درباره واکنش رهبر به نامه رئیس‌جمهور را «از اساس کذب و خلاف واقع» خواند و گفت انتشار چنین مطالبی موجب «دودستگی در جامعه» می‌شود و «در جهت اهداف بدخواهان و دشمنان قسم خورده ملت ایران است». مسعود پزشکیان نیز گفت اگر قصد کناره‌گیری داشته باشد، آن را رسما اعلام خواهد کرد و افزود: «استعفا نخواهم داد، خواهم ایستاد.»

اما محمدباقر خرازی پس از این تکذیب صریح دفتر مجتبی خامنه‌ای نیز به طور کامل از ادعای خود عقب ننشست. دفتر آقای خرازی بیانیه‌‌ای داد که می‌گفت «به احترام قائد شهید و نیز رهبر معظم حاضر» تکذیبیه دفتر رهبر را «حدوثا» می‌پذیرد؛ اصطلاحی حوزوی که در اینجا یعنی آن را در زمان صدور و با شرایط فعلی معتبر می‌داند.

آقای خرازی سپس ابراز امیدواری کرد که این تکذیبیه پس از «تغییرات مهم آینده» در دفتر رهبر نیز همچنان معتبر بماند.

رسانه‌های ایران این واکنش دوپهلو را «عجیب» توصیف کردند و پاسخ او، به‌ جای پایان دادن به ماجرا، عملا ادعای دیگری درباره تغییرات احتمالی در دفتر رهبر جمهوری اسلامی مطرح کرد. واکنش او بسیاری از مقام‌ها و چهره‌های سیاسی را خشمگین کرد و درخواست‌ها برای تعقیب قضایی آقای خرازی شدت گرفت.

اما این واکنش در واقع چکیده‌ای از شیوه موضع‌گیری و سیاست‌ورزی او و دیگر «خودی‌های دردسرساز»، اما متصل به شبکه و خاندان قدرت در جمهوری اسلامی است؛ کسانی که می‌توانند دفتر رهبر جمهوری اسلامی را که خود هنوز در انظار عمومی ظاهر نشده به تکذیب و واکنش علنی وادارند، بی‌آن‌که - دست کم تا الان - هزینه‌ای جدی بپردازند.