آیا فقیرتر کردن ایران آسان‌تر از وادار کردن آن به تسلیم است؟

    • نویسنده, بهمن کلباسی
    • شغل, بی‌بی‌سی
    • در, نیویورک
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۵ دقیقه

یک روز پس از اعلام کارزار تازه فشار اقتصادی آمریکا علیه ایران، رسانه‌های عمده این کشور در یک نکته اشتراک نظر داشتند: تحریم‌ها ممکن است به اقتصاد ایران آسیب بیشتری بزنند، اما تردیدهای جدی درباره توانایی آنها برای تغییر رفتار تهران همچنان پابرجاست.

فاکس نیوز شبکه حامی دونالد ترامپ خوشبین تر از دیگران نوشت فروش نفت ایران از حدود یک و نیم میلیون بشکه در روز که در دوران پیش از جنگ عمدتا به چین می فروخت به حدود نیم میلیون بشکه در روز کاهش پیدا کرده است.

این رسانه با برجسته کردن تورم بالا و جهش قیمت مواد غذایی نوشت: «ایران در حال دریافت ضربات شدید است.» با این حال، حتی فاکس‌نیوز که از رسانه‌های نزدیک به دونالد ترامپ به شمار می‌رود، در نهایت نتیجه گرفت: «سیاست‌های وزیر دارایی آمریکا ممکن است ایران را بسیار فقیرتر کند، اما معلوم نیست بتواند به تسلیم ایران منجر شود.»

فاکس‌نیوز با مرور فشارهای اقتصادی واردشده به ایران در دوران باراک اوباما نوشت که آن تحریم‌ها هرچند در نهایت به مذاکرات هسته‌ای و توافق برجام منجر شدند، اما ایران توانست حق غنی‌سازی خود را حفظ کند. این رسانه در بخشی از تحلیل خود نوشت: «نشان دادن اینکه تحریم‌ها به اقتصاد ایران آسیب زده‌اند، کار دشواری نیست. اما اینکه آیا این فشارهای اقتصادی توانسته‌اند ما را به اهداف سیاست خارجی‌مان برسانند، پرسشی است که پاسخ دادن به آن بسیار دشوارتر است.»

بلومبرگ نیز در پادکستی با عنوان «رگ حیاتی اقتصاد ایران» این پرسش را مطرح کرد که آیا ایران می‌تواند به کسب درآمدی در حدی که بقای نظام را تضمین کند، ادامه دهد. این رسانه پاسخ به این پرسش را به عواملی چون سیاست چین، میزان موفقیت ایران در دور زدن تحریم‌ها و روند قیمت جهانی نفت گره زد.

در این پادکست گفته شد که مسئله فقط این نیست که آیا ایران تحت فشار است یا نه؛ واضح است که چنین است. پرسش کلیدی این است که آیا ایران می‌تواند بدون فروپاشی نظام سیاسی، این فشارها را برای مدتی نامحدود تاب بیاورد. به گفته تحلیلگران، پاسخ به این پرسش چندان روشن نیست.

پادکست «دیلی بیست» در مقابل، نگاه خود را متوجه پیامدهای داخلی جنگ برای دولت ترامپ کرده است. عنوان این تحلیل گویای رویکرد آن است: «سیاست ترامپ در قبال ایران در حال تبدیل شدن به یک فاجعه سیاسی است.»

در این تحلیل، با اشاره به این‌که هیچ‌یک از اهدافی که ترامپ در آغاز جنگ اعلام کرده بود محقق نشده، آمده است: «پیامدهای اقتصادی جنگ، به‌ویژه افزایش بهای انرژی، به تدریج به یک دردسر سیاسی تبدیل می‌شود. ترامپ در مسیر پیروزی قرار ندارد؛ او در جست‌وجوی راهی برای خروج از این بحران است، بی‌آن‌که این خروج شبیه شکست به نظر برسد.»

روزنامه «وال‌استریت ژورنال» هم بر پیامدهای فشار اقتصادی دولت ترامپ بر ایران تمرکز کرده است. این روزنامه با اشاره به گزارش‌هایی درباره خریدهای سراسیمه مردم و کمبود سوخت در برخی نقاط ایران نوشت که صادرات نفت این کشور به شکل قابل توجهی کاهش یافته است.

با این حال، وال‌استریت ژورنال در بخش دیگری از تحلیل خود تأکید می‌کند که این فشارها هنوز نتوانسته‌اند اقتصاد ایران را از پا درآورند. این روزنامه نیز مانند بلومبرگ، چین را مهم‌ترین عامل تداوم حیات شریان اقتصادی ایران می‌داند.

وال‌استریت ژورنال در ادامه نوشت که راهبرد تازه دولت ترامپ برای تشدید تحریم‌ها یک نقطه‌ضعف اساسی دارد: کاخ سفید همچنان تمایلی به رویارویی مستقیم با بانک‌ها و موسسات مالی چین نشان نداده است. به نوشته این روزنامه، تا زمانی که این کانال‌ها باز بمانند، توان ایران برای حفظ بخشی از مبادلات مالی و صادرات نفت نیز حفظ خواهد شد.

همزمان، دیپلمات‌ها و مقام‌های ارشد دولت‌های پیشین آمریکا با صدایی بلندتر، سیاست فشار و محاصره اقتصادی را از پیش شکست‌خورده توصیف کردند. رابرت مالی، نماینده ویژه دولت بایدن در مذاکرات احیای برجام، نوشت: «قربانیان اصلی [تحریم‌های ایالات متحده] مردم عادی ایران خواهند بود. رنج آن‌ها به معیار اصلی موفقیت این سیاست تبدیل شده است.»

اشاره او به تورم فزاینده و سقوط بیشتر ارزش ریال بود؛ شاخص‌هایی که دونالد ترامپ و وزیر دارایی دولتش بارها از آن‌ها به عنوان نشانه اثربخشی سیاست‌های خود یاد کرده‌اند.

بن رودز، مشاور ارشد باراک اوباما، نیز در گفت‌وگو با پادکست حسن منهاج گفت: «نتانیاهو در طول هشت سال ریاست‌جمهوری اوباما تلاش کرد او را به جنگ با ایران بکشاند، اما موفق نشد. در نهایت او توانست ترامپ را به حمله به ایران متقاعد کند. اما ما در این جنگ شکست خوردیم.»

نیک سوانسن، از مقام‌های پیشین دولت ترامپ که در ماه‌های پیش از جنگ در تیم مذاکره‌کننده آمریکا با ایران حضور داشت و نزدیک به دو دهه در وزارت خارجه و کاخ سفید فعالیت کرده است، در یادداشتی در نشریه «فارین افرز» با عنوان «فشار حداکثری بر ایران شکست خواهد خورد» نوشت که نه جنگ و نه فشارهای اقتصادی، هیچ‌یک راهی برای دستیابی به اهداف واشنگتن نخواهند گشود.

آقای سوانسن صرفاً نمی‌گوید آمریکا در این جنگ شکست خورده است؛ او استدلال می‌کند که این جنگ اعتبار راهبردی را که ایالات متحده سال‌ها بر پایه تهدید نظامی و تحریم‌های اقتصادی بنا کرده بود، به شدت تضعیف کرده است. به نوشته او، اکنون برای جمهوری اسلامی روشن شده که واشنگتن هیچ‌گاه به دنبال حمله زمینی به ایران نخواهد رفت و حملات هوایی و بمباران نیز به تنهایی قادر به تغییر نظام سیاسی ایران نیستند.

او نتیجه می‌گیرد که در چنین شرایطی، دولت‌های آینده آمریکا دیگر به سختی خواهند توانست از تهدید به جنگ به عنوان ابزاری برای فشار و امتیازگیری از ایران استفاده کنند.

سوانسن همچنین می‌نویسد مقام‌های ایران به این جمع‌بندی رسیده‌اند که میزان تحمل جامعه آمریکا در برابر هزینه‌های اقتصادی ناشی از تنش با ایران محدود است و تهران می‌تواند با افزایش این هزینه‌ها، اثربخشی کارزار فشار اقتصادی واشنگتن را کاهش دهد. حمله نظامی ترامپ به ایران، به جای افزایش اثربخشی فشارها، از برندگی ابزارهای جنگ و تحریم کاسته است؛ وضعیتی که به نوشته سوانسن ، واشنگتن را به بازنگری اساسی در سیاست خود در قبال ایران سوق داده است.

در نهایت، تردید درباره کارآمدی فشار اقتصادی علیه ایران، به نقطه اشتراک تحلیل‌های رسانه‌های اصلی آمریکا تبدیل شده است؛ از فاکس‌نیوزِ حامی ترامپ گرفته تا بلومبرگ، وال‌استریت ژورنال و منتقدان سیاست‌های کاخ سفید. اختلاف آنها بیشتر بر سر میزان فشار است، نه بر سر این پرسش که آیا تحریم‌ها به تنهایی می‌توانند اهداف سیاسی واشنگتن را محقق کنند یا نه.