شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
آیا منطقه شاهد رویارویی مستقیم بین کشورهای عربی و ایران خواهد بود؟
- نویسنده, یحیی کاناکریه
- شغل, بیبیسی عربی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۷ دقیقه
موشکها و طیارههای بیسرنشین به حریم هوایی کشورهای عربی میرسند و دفاع هوایی آنها را رهگیری میکنند، اما حکومتهای این کشورها همچنان از ورود به رویارویی مستقیم با ایران خودداری میکنند.
از اردن تا کشورهای خلیج، به نظر میرسد رویکرد کشورهای عربی تاکنون بر حفاظت از حریم هوایی و تأسیسات حیاتی استوار بوده است، در حالی که حق پاسخگویی را نیز برای خود محفوظ نگه داشتهاند؛ اما بدون آنکه به عملیات تهاجمی بپیوندند یا به سوی یک جنگ گسترده کشانده شوند.
اما این توازن تا چه زمانی میتواند دوام بیاورد؟ چه زمانی هزینه پاسخ ندادن از هزینه رویارویی بیشتر خواهد شد؟ و آیا کشته یا زخمی شدن افراد، هدف قرار گرفتن تأسیسات حیاتی، یا تهدید مسیرهای دریایی میتواند محاسبات پایتختهای عربی را تغییر دهد و آنها را به سوی رویارویی مستقیم با ایران سوق دهد؟
در رویدادی که هیچ طرفی مسئولیت آن را برعهده نگرفته است، شورای وزیران مصر روز پنجشنبه در بیانیهای علت آتشسوزی در یک کشتی گازسازی و یک کشتی ذخیرهسازی لنگرگرفته در بندر دمیاط در شمال این کشور را اعلام کرد.
در بیانیۀ این شورا آمده است: «پس از مهار آتشسوزی که در ۲۹ جولای ۲۰۲۶ دو کشتی را در بندر دمیاط هدف قرار داد و با انجام بررسیهای ابتدایی از سوی نهادهای مسئول، مشخص شد که این حادثه در نتیجه اصابت یک طیارۀ بیسرنشین رخ داده است.»
همزمان، نیروهای امریکایی و عربستان سعودی روز چهارشنبه اعلام کردند که مواضع حشد شعبی عراق را که شامل گروههای مسلح نزدیک به ایران است، هدف حملات هوایی قرار دادهاند. این تحول نشان میدهد که دامنه جنگ در شرق میانه از رویارویی مستقیم با تهران فراتر رفته و اکنون گروههای همپیمان جمهوری اسلامی در منطقه نیز هدف قرار میگیرند.
ایران در جریان حملات خود به اردن، نیروهای امریکایی را نیز هدف قرار داد که در نتیجه آن دو نظامی امریکایی کشته و یک تن دیگر ناپدید شد. اردوی اردن همچنین شماری از موشکها و طیارههای بیسرنشین را رهگیری کرد. در بحرین نیز حملات مناطقی را دربر گرفت که تأسیسات نظامی و پایگاههای میزبان نیروهای امریکایی در آن قرار دارند.
در امارات متحدۀ عربی نیز تأسیسات راهبردی و پایگاههای نظامی هدف قرار گرفتند و مقامها از رهگیری شماری از این حملات خبر دادند.
در کویت، گزارشها حاکی از آن است که پایگاههای نظامی و برخی از تأسیسات زیرساختی حیاتی، از جمله کارخانههای برق و آب شیرینکن، هدف قرار گرفتهاند.
قطر نیز هدف حملاتی قرار گرفت که مجاورت پایگاه هوایی العدید را هدف قرار داد، در حالی که عربستان سعودی شاهد تلاشهایی برای هدف قرار دادن تأسیسات نظامی و نفتی با استفاده از موشک و پهپاد بود و پدافند هوایی با موفقیت تعدادی از آنها را رهگیری کرد.
چه زمانی گزینه نظامی مطرح میشود؟
پروفسور عامر فاخوری، استاد حقوق بینالملل عمومی و پژوهشگر روابط بینالملل در اردن، میگوید مشارکت کشورهای عربی در یک رویارویی نظامی مستقیم با ایران همچنان منوط به تشدید حملات علیه شهرها، میدانهای هوایی، تأسیسات انرژی و زیرساختهای حیاتی خواهد بود.
او به بیبیسی توضیح داد که کشورهای عربی در حال حاضر برای مهار بحران به سامانههای پدافند هوایی و سیاستهای دیپلوماتیک متکی هستند، اما ادامه یا گسترش حملات «ممکن است آنها را به سمت اعمال حق مشروع خود برای دفاع از خود سوق دهد» تا حاکمیت خود را حفظ کرده و از تکرار حملات جلوگیری کنند.
او خاطرنشان کرد که کشورهای خلیج فارس و اردن در هیچ عملیات تهاجمی علیه ایران شرکت نکردهاند، اما در صورت تهدید مستقیم امنیت ملی خود، حق واکنش نشان دادن را برای خود محفوظ میدارند و انتظار دارند که هرگونه اقدام نظامی در آینده - در صورت لزوم - هماهنگ و محدود به حفاظت از حریم هوایی و تأسیسات استراتژیک و افزایش قابلیتهای بازدارندگی باشد.
ابراهیم سعیدی، استاد دیپلماسی و مطالعات دفاعی در اکادمی مطالعات دفاعی جوعان بن جاسم، به نوبه خود معتقد است که اگر یک کشور عربی مورد حمله گسترده قرار گیرد که حاکمیت، تأسیسات حیاتی یا امنیت مسیرهای دریایی آن را تهدید کند، احتمال رویارویی مستقیم افزایش مییابد.
با این وجود، با توجه به اینکه همه طرفها از پیامدهای امنیتی و اقتصادی بالقوه جدی آگاه هستند، هرگونه پاسخی احتمالاً به عملیات دفاعی سنجیده و کنترلشده محدود خواهد شد، نه اینکه درگیر یک جنگ منطقهای تمامعیار شود.
اسدی خاطرنشان میکند که صحبت از «اعراب» به عنوان یک نیروی نظامی متحد، واقعیت فعلی را منعکس نمیکند و تأکید میکند که هیچ سیستم دفاعی مشترک عربی وجود ندارد که دارای نهادهایی باشد که قادر به تصمیمگیری جمعی در مورد جنگ یا صلح باشند.
او توضیح داد که تصمیم توسل به زور، حتی با وجود سطوحی از هماهنگی سیاسی یا امنیتی بین کشورهای عربی، همچنان یک تصمیم حاکمیتی است که توسط هر کشور مطابق با منافع ملی خود میگیرد:
«شورای همکاری خلیج فارس در زمینه همکاری نظامی پیشرفتهایی داشته است، اما به دلیل ملاحظات مربوط به حاکمیت و اولویتهای متفاوت کشورها و ارزیابی آنها از تهدیدات، هنوز به مرحله فرماندهی نظامی واحد نرسیده است.»
خلیج فارس نظارهگر؛ همه گزینهها روی میز است
از سوی دیگر، مبارک العاتی، پژوهشگر روابط بینالملل عربستان، تأیید کرد که کشورهای خلیج فارس همچنان تحولات بحران را زیر نظر دارند و پیامدهای آن را بر امنیت ملی خود ارزیابی میکنند و گفت که گزینههای استراتژیک متعددی را در اختیار دارند که در صورت تهدید مستقیم منافع، تواناییهای اقتصادی یا امنیت وجودی خود میتوانند به آنها متوسل شوند.
او به بیبیسی گفت که گزینه ترجیحی در مرحله فعلی، ادامه سیاست خویشتنداری و تقویت قابلیتهای دفاعی، ضمن اجتناب از درگیر شدن در یک رویارویی نظامی گسترده است.
چرا کشورهای عربی از جنگ اجتناب میکنند؟
پروفسور علی هیل، استاد علوم سیاسی در دانشگاه قطر، به بیبیسی گفت که ورود کشورهای عربی به رویارویی مستقیم با ایران یک «اشتباه استراتیژیک» خواهد بود و توضیح داد که اجتناب از جنگ ناشی از تمایل به جلوگیری از فرسایش نظامی، سیاسی و اقتصادی و جلوگیری از گسترش دایره درگیری منطقهای است.
فاخوری به نوبه خود تأکید میکند که اکراه کشورهای عربی برای مقابله با این وضعیت، نشاندهنده ضعف نظامی نیست، بلکه مبتنی بر محاسبات دقیقی است که با هدف محافظت از جمعیت، اقتصاد و زیرساختها انجام میشود، به ویژه از آنجایی که کشورهای خلیج فارس از جمله مهمترین مراکز مالی و سرمایهگذاری در منطقه هستند.
همچنین نشان میدهد که انجام هرگونه عملیات در داخل خاک ایران میتواند به تشدید گسترده تنش منجر شود که مهار آن دشوار خواهد بود، و همین امر سیاست خویشتنداری را واقعبینانهترین گزینه در مرحله فعلی میکند.
آیا اسرائیل مانعی برای کشورهای عربی شده است؟
ابراهیم اسیدی، استاد دیپلماسی و مطالعات دفاعی، معتقد است که مشارکت اسرائیل در هرگونه رویارویی علیه ایران، تصمیم اعراب را از نظر سیاسی و استراتژیک پیچیدهتر میکند، زیرا اکثر کشورهای عربی به جای مشارکت در اتحادهای تهاجمی، بر حفاظت از امنیت ملی و ثبات اقتصادی خود تمرکز میکنند.
او افزود که مشارکت نظامی در کنار اسرائیل هزینه سیاسی و مردمی بالایی دارد، که باعث میشود دولتها به جای درگیر شدن در جنگ آشکار، بیشتر به سیاست مهار و بازدارندگی پایبند باشند.
فاخوری با این دیدگاه موافق است و توضیح میدهد که هرگونه اقدام عربی که با عملیات اسرائیل همزمان شود، میتواند توسط ایران مورد سوءاستفاده قرار گیرد تا آن را به عنوان اتحادی علیه خود جلوه دهد. با این حال، او بر لزوم تمایز قائل شدن بین شرکت در عملیات تهاجمی و اعمال حق حاکمیت کشورهای عربی برای دفاع از سرزمینهای خود مطابق با قوانین بینالمللی تأکید کرد.
موضع اعراب در رد تشدید تنش
در همین زمینه، العاتی خاطرنشان میکند که عملیات نظامی اسرائیل علیه ایران «از حمایت کشورهای عربی یا اسلامی برخوردار نبوده است» و توضیح میدهد که عربستان سعودی و تعدادی از کشورهای عربی مواضعی را در رد تشدید تنش اعلام کردهاند.
او معتقد است که این موضع، همراه با پیچیدگیهای چشمانداز منطقهای، کشورهای عربی را به سمت ادامه سیاست عدم مشارکت در عملیات تهاجمی علیه ایران سوق میدهد، در حالی که حق خود را برای دفاع از امنیت ملی خود در صورت تهدید مستقیم امنیتشان حفظ میکنند.
کارشناسانی که بیبیسی با آنها مصاحبه کرد، موافقند که در شرایط فعلی، احتمال درگیری نظامی مستقیم کشورهای عربی با ایران همچنان محدود است.
تاکنون، به نظر میرسد کشورهای عربی «مشتاق» هستند که رویارویی با ایران را در چارچوب دفاع از سرزمینها و منافع خود حفظ کنند، بدون اینکه به طرف مستقیم یک جنگ منطقهای آشکار تبدیل شوند.
اما این موقعیت لزوماً ثابت نیست.
ادامه یا گسترش حملات، به ویژه اگر شهرها، تأسیسات انرژی یا خطوط دریایی را هدف قرار دهند، میتواند محاسبات برخی از پایتختها را تغییر دهد و پاسخ نظامی را به گزینهای محتملتر تبدیل کند.
در حالی که کشورهای عربی گزینههای متعددی دارند، از تقویت دفاع گرفته تا اقدام دیپلماتیک و تلافی محدود، پرهزینهترین گزینه همچنان درگیر شدن در یک جنگ تمام عیار با ایران است.
بنابراین، به نظر میرسد معادله فعلی مبتنی بر تلاش برای حفاظت از امنیت و حاکمیت است، بدون عبور از خطی که میتواند کشورهای منطقه را از اهداف حملات به طرفهای مستقیم جنگ تبدیل کند.