«باده ناب» در یادبود حمیدرضا اتحاد؛ روایتی از نسل دوم موسیقی پاپ مازندران

منبع تصویر، Courtesy of Azadeh Ettehad
- نویسنده, فرج بالافکن
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۷ دقیقه
همزمان با چهلمین روز درگذشت و سالروز تولد حمیدرضا اتحاد، جمعه نهم مرداد مراسمی برای یادبود این خواننده موسیقی پاپ مازندرانی در ساری برگزار شد. او از چهرههای نسل دوم موسیقی پاپ مازندران بود؛ نسلی که راه پیشگامانی چون عماد رام را ادامه داد و موسیقی پاپ را با زبان و نغمههای بومی این منطقه پیوند زد.
آزاده اتحاد، دختر حمیدرضا اتحاد، خود نیز موسیقی را دنبال میکند، هرچند مسیر او با پدرش متفاوت است و بیشتر در حوزه موسیقی آلترناتیو و راک فعالیت دارد. آزاده در مراسم یادبود پدرش، ترانه «باده ناب»، یکی از آخرین آثار حمید اتحاد را با شعری از علیاصغر وفادار و آهنگسازی علی موثقی، اجرا کرد. ویدیوی این اجرا در شبکههای اجتماعی منتشر شد: «نگذارید که بیباده بمانم گاهی...نگذارید که از سینه برآرم آهی...تا که جان دارم و از سینه برآید نفسم...نگذارید که بیباده سرآید نفسم...»
آزاده اتحاد که علاوه بر موسیقی، مترجم و روزنامهنگار است در گفتوگو با بیبیسی فارسی از زندگی پدرش و فرازونشیبهای موسیقی پاپ مازندران گفت.
حمیدرضا اتحاد هشتم مرداد ۱۳۳۴ در ساری متولد شد. او از خانوادهای قدیمی و شناختهشده در این شهر بود، اما از جوانی مسیر خود را در موسیقی یافت و به جمعی از هنرمندان جوان ساری پیوست که بعدها گروه «پاپلی» را تشکیل دادند.
گروه پاپلی از سال ۱۳۵۳ فعالیت رسمی خود را آغاز کرد و ابتدا در کاخ جوانان و سپس در خانه جوانان ساری برنامه اجرا کرد. حمید اتحاد خواننده گروه بود و حمید پناهی، پیانیست و آهنگساز آن، بخش عمده آثار گروه را میساخت.
پاپلی خیلی زود به یکی از شناختهشدهترین گروههای موسیقی پاپ در شمال ایران تبدیل شد. اجراهای این گروه به ساری محدود نماند و به دیگر شهرهای مازندران و جشنوارههایی در اهواز و آبادان نیز رسید.
پس از انقلاب، فعالیت گروه متوقف شد. حمید اتحاد که در رشته زبان و ادبیات فارسی تحصیل کرده بود، بهعنوان دبیر ادبیات فارسی و عربی در روستاهای مازندران تدریس میکرد.
او در همان سالها فعالیت سیاسی نیز داشت و با حزب کارگران سوسیالیست همکاری میکرد. این فعالیتها در سال ۱۳۶۰ به بازداشتش انجامید. اتحاد مدتی را در زندان گذراند و چهل روز از دوران حبس خود را در سلول انفرادی سپری کرد. پس از آزادی نیز اجازه ادامه تدریس نیافت و زندگی هنری و حرفهایاش برای سالها متوقف شد.
با وجود این، موسیقی از زندگی شخصی او کنار نرفت. حمید اتحاد و شماری از اعضای پیشین گروه پاپلی در دهه شصت ارتباط خود را حفظ کردند و در دورهمیها و اجراهای خانگی به تمرین و اجرای موسیقی ادامه دادند.
آزاده اتحاد میگوید که بهرغم تفاوت مسیر موسیقاییاش با پدر، فضای موسیقایی کودکی و نوجوانی او همچنان در آثارش حضور دارد.
«من در این فضا بزرگ شدهام و آن ژن را هم با خودم حمل میکنم. در بعضی از کارهایی که ساختهام، تأثیر آهنگسازی حمید پناهی را میبینم و یکی از آثار او را نیز بازخوانی کردهام.»
اشاره آزاده به حمید پناهی، روایت را به آغاز دهه هفتاد بازمیگرداند؛ زمانی که حمید اتحاد پس از سالها سکوت، بار دیگر همکاری با همکار قدیمی خود را از سر گرفت.

منبع تصویر، Courtesy of Azadeh Ettehad
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
در آن سالها، پناهی گروهی از هنرجویان جوان، بیشتر کودک و نوجوان، را گرد هم آورده و برای اجرای صحنهای آماده کرده بود. نخستین برنامههای آنان در قالب اجراهای خیریه برگزار شد؛ از معدود فرصتهایی که در آن دوره برای اجرای موسیقی پاپ در ساری وجود داشت.
حمید اتحاد نیز بهتدریج به این جمع پیوست و همکاری دوباره او و حمید پناهی آغاز شد؛ همکاریای که مهمترین حاصل آن، اثر «نماشون سر» بود.
«نماشون سر» در سال ۱۳۷۳ و در مراسم خیریه بیماران تالاسمی و بزرگداشت محمد دنیوی، از چهرههای شناختهشده موسیقی مازندران، ساخته شد. حمید پناهی در این اثر کوشید موسیقی پاپ را با زبان، نغمهها و آوازهای بومی مازندران پیوند بزند و حمید اتحاد بخش اصلی آن را اجرا کرد.
این اثر هرگز بهطور رسمی ضبط نشد، اما در چند اجرای زنده، از جمله برنامهای خیریه برای حمایت از بیماران تالاسمی، شنیده شد و به یکی از مهمترین تجربههای آن دوره در موسیقی پاپ مازندران تبدیل شد.
تمرکز امکانات و فرصتهای حرفهای موسیقی در تهران، پیش از انقلاب نیز وجود داشت؛ هرچند با گسترش خانههای جوانان، جشنوارهها و فعالیت گروههای محلی، هنرمندان شهرستانی بهتدریج امکان بیشتری برای حضور پیدا میکردند. پس از انقلاب، این روند معکوس شد و امکانات، رسانهها و فرصتهای رسمی بار دیگر بیش از پیش در پایتخت متمرکز شد؛ تغییری که بسیاری از هنرمندان شهرستانی را از چرخه حرفهای موسیقی کنار زد یا به حاشیه راند.

منبع تصویر، Courtesy of Azadeh Ettehad
حمید اتحاد در چنین فضایی کوشید فعالیتش را در ساری ادامه دهد. او با وجود انتشار چند اثر، اجرای برنامه و همکاری محدود با رادیو و تلویزیون مازندران، نخواست برای ادامه کار به مناسبات رسمی و مدیران محلی وابسته شود.
آزاده اتحاد در گفتوگو با بیبیسی فارسی گفت که پدرش به دلیل باورها و دیدگاههایش نمیتوانست با مسئولان محلی ارتباطی نزدیک برقرار کند و نمیخواست که فعالیت هنریاش را در چنین چارچوبی پیش ببرد. به گفته او، حمید اتحاد به همین دلیل نخواست خوانندگی را به شغل اصلی خود تبدیل کند.
آزاده اتحاد میگوید پدرش برای گذران زندگی، از سال ۱۳۷۰ پیتزافروشی «پذیرا» را در ساری راهاندازی کرد؛ جایی که خیلی زود از یک واحد صنفی فراتر رفت و به پاتوقی برای هنرمندان، روزنامهنگاران و دوستداران فرهنگ و موسیقی در شهر تبدیل شد. بسیاری از مشتریان و جوانترها او را «عمو حمید» صدا میکردند.
با این حال، فاصله گرفتن از موسیقی برای او ممکن نبود. پس از پایان همکاری با حمید پناهی، اتحاد با لطفی غضنفری و غلام بنازاده، از اعضای قدیمی گروه پاپلی، کار کرد و چند ترانه پاپ مازندرانی خواند؛ از جمله «پریا» با شعری از کیوس گوران که در حمایت از سیلزدگان نکا برگزار شد و یکی از شناختهشدهترین آثارش محسوب میشود.
او بعدها آلبوم «از خاک و از توفان» را با آهنگسازی دانا کبیری ضبط کرد. این آلبوم بیشتر شامل ترانههایی به زبان فارسی بود، اما قطعهای نیز در وصف مازندران داشت. آلبوم با وجود دریافت مجوز، همزمان با انتشار توقیف شد و هرگز بهطور سراسری توزیع نشد؛ هرچند نسخههایی محدود از آن در مازندران دستبهدست شد و ترانه «مازندران» میان مخاطبان شناخته شد.

منبع تصویر، Courtesy of Azadeh Ettehad
حمید اتحاد این ترانه را چند بار در شبکه استانی مازندران اجرا کرد و نماهنگی از آن نیز پخش شد، اما حضورش در رسانه رسمی ادامهدار نبود؛ همان فاصلهای که میان او و ساختارهای فرهنگی رسمی وجود داشت، بار دیگر مسیر فعالیتش را محدود کرد.
آخرین اجرای مهم حمید اتحاد بر صحنه، به سال ۱۳۸۳ بازمیگردد؛ زمانی که در برنامهای برای بزرگداشت هنرمندان مازندران، ترانههای «پریا» و «مازندران» را اجرا کرد. پس از آن، حضورش در صحنه و رسانه محدودتر شد، اما فعالیت فرهنگیاش در ساری ادامه یافت.
او با خانه هنرمندان ساری همکاری داشت و در برنامههایی برای شناسایی و حمایت از استعدادهای جوان موسیقی شرکت میکرد. از جمله در داوری مسابقه «صدای برتر» حضور داشت؛ برنامهای که فرصتی برای معرفی خوانندگان جوان مازندرانی فراهم میکرد.
آزاده اتحاد میگوید پدرش با وجود همه محدودیتها، هیچگاه به فکر ترک ساری و انتقال فعالیتش به تهران نیفتاد. برای او، ماندن در زادگاهش تنها یک انتخاب شخصی نبود؛ بخشی از نگاهش به فرهنگ و موسیقی محلی بود و چندین اثر درباره شهر ساری و مازندارن خواند.

منبع تصویر، Courtesy of Azadeh Ettehad
او میخواست نشان دهد که یک هنرمند برای دیدهشدن ناچار نیست از شهر خود جدا شود، هرچند در عمل، تمرکز امکانات و رسانهها در تهران همین انتخاب را دشوارتر میکرد. حمید اتحاد در ساری ماند و کوشید همانجا، با اجراهای محدود، همکاری با هنرمندان محلی و حمایت از نسل جوان، پیوند خود را با موسیقی حفظ کند.
در سالهای پایانی زندگی نیز این پیوند قطع نشد. او با آهنگسازان و ترانهسرایانی چون دانا کبیری و علی موثقی همکاری کرد و «باده ناب» از آخرین آثاری بود که با صدای او ضبط شد؛ ترانهای که پس از مرگش، این بار با صدای دخترش، دوباره شنیده شد.
آزاده اتحاد میگوید موسیقی او ادامه مستقیم راه پدرش نیست، اما حضور حمید اتحاد در زندگی و آثارش انکارناپذیر است. اجرای «باده ناب» در مراسم ختم، برای او بیش از آنکه بازخوانی یکی از آثار پدر باشد، نوعی وداع شخصی با او بود.
چهل روز بعد، در مراسمی که همزمان با سالروز تولد حمید اتحاد در ساری برگزار شد، از او بهعنوان یکی از چهرههای نسل دوم موسیقی پاپ مازندران یاد شد؛ هنرمندی که با وجود سالها محدودیت، دوری از صحنه و تمرکز امکانات در تهران، کوشید پیوند موسیقی پاپ با زبان و نغمههای بومی مازندران را حفظ کند.
حمیدرضا اتحاد صبح جمعه ۲۹ خرداد ۱۴۰۵، پس از تحمل دورهای بیماری، در ساری درگذشت. او هنگام مرگ ۷۱ سال داشت.
































