شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
محسن رضایی کیست؟ از شکست کربلای چهار تا شکست از آرای باطله
- نویسنده, رضا ثابتی
- شغل, روزنامهنگار
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه
پس از چند روز تکذیب و گمانهزنی، سرانجام در شامگاه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، انتصاب محسن رضایی در شورای عالی امنیت ملی ایران تایید شد.
نخست با حکم مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، به عنوان نماینده او در این شورا منصوب شد و اندکی بعد دفتر مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، پس از «استعفای محمدباقر ذوالقدر»، محسن رضایی را به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی معرفی کرد.
محسن رضایی ۷۱ سال دارد و حضورش در ساختار نظامی، امنیتی و سیاسی جمهوری اسلامی به حدود نیم قرن پیش بازمیگردد. او فعالیت سیاسی را پیش از انقلاب در یک گروه مسلح اسلامگرا آغاز کرد، پس از انقلاب در تشکیل ساختار اطلاعاتی سپاه نقش داشت و در ۲۷ سالگی، فرمانده این نیرو شد. شانزده سال در این مقام ماند، تقریبا تمام جنگ ایران و عراق را در رأس سپاه گذراند.
سپس ۲۴ سال دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام بود. در دوره ریاستجمهوری ابراهیم رئیسی، مدتی معاون اقتصادی او شد و طرحهایی از «ایالتهای اقتصادی» تا سربازی حرفهای را به عنوان برنامه اداره کشور مطرح کرد.
نام محسن رضایی با برخی از مهمترین مناقشههای تاریخ جنگ ایران و عراق، از عملیات کربلای ۴ تا چگونگی پایان جنگ، گره خورده است. پسرش پس از پناهندگی به آمریکا به منتقد حکومت تبدیل شد و سالها بعد در هتلی در دوبی به شکل مشکوکی جان باخت. دستگاه قضایی آرژانتین نیز محسن رضایی را یکی از متهمان پرونده بمبگذاری آمیا میداند.
اما شهرت عمومی محسن رضایی در دو دهه اخیر، نه با حضور مداوم او در مقامهای دبیری و مشاوری، بلکه بیش از هر چیز با اصرارش برای نامزدی ریاستجمهوری و ناکامیهای مکرر برای رسیدن به این مقام گره خورده است.
«سبزوار»؛ از هنرستان نفت تا اطلاعات سپاه
محسن رضایی میرقائد ۱۰ شهریور ۱۳۳۳ در بنهوار، در منطقه مسجدسلیمان خوزستان و در خانوادهای بختیاری به دنیا آمد. نام شناسنامهای او «سبزوار رضایی میرقائد» بود. «محسن» نامی بود که در سالهای فعالیت مخفی استفاده میکرد و بعدها نام رسمی او شد.
نوجوانی او با دو ویژگی خوزستان آن دوره گره خورد: صنعت نفت و فعالیت سیاسی. در اواخر دهه ۱۳۴۰ برای تحصیل در هنرستان صنعتی شرکت ملی نفت به اهواز رفت و همانجا وارد محافل مذهبی مخالف حکومت پهلوی شد. سال ۱۳۵۲ ساواک او را بازداشت کرد و چند ماهی را در زندان گذراند.
پس از آزادی، همراه گروهی از جوانان خوزستان شبکهای را گسترش داد که بعدها «منصورون» نام گرفت؛ گروهی مخفی با خط مشی مسلحانه که در شهرهایی مانند اهواز، دزفول، خرمشهر و تهران فعال بود.
به نوشته وبسایت رسمی محسن رضایی، او در سال ۱۳۵۳ برای تحصیل مهندسی مکانیک وارد دانشگاه علم و صنعت شد و همزمان در کارخانههای ارج و ایرانتایر کار میکرد، اما با افزایش فشار ساواک بر گروههای چریکی، تحصیل و کار را رها کرد و تا انقلاب ۱۳۵۷ به صورت مخفیانه به فعالیت در تشکیلات منصورون ادامه داد.
پس از انقلاب، این گروه با چند تشکل اسلامگرای دیگر در تشکیل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی مشارکت کرد. محسن رضایی خیلی زود به سپاه پاسداران راه یافت که به تازگی تاسیس شده بود. منابع مختلف از او به عنوان یکی از اعضای هیئت ۱۲ نفرهای نام میبرند که در تدوین اساسنامه سپاه پاسداران مشارکت داشت.
او نخستین واحد اطلاعاتی آن، با عنوان «اطلاعات و بررسیهای سیاسی» را راهاندازی کرد و تا سال ۱۳۶۰ مسئولیت آن را بر عهده داشت. اما این دوره کوتاه بود. او با شروع جنگ عراق و تغییر سریع ساختار فرماندهی نیروهای مسلح، از حوزه اطلاعات به فرماندهی نظامی رفت تا اینکه در شهریور ۱۳۶۰ و در سن ۲۷ سالگی، روحالله خمینی، رهبر وقت جمهوری اسلامی، او را به فرماندهی سپاه پاسداران منصوب کرد.
جنگ عراق، نامه به هاشمی و کربلای چهار
رضایی تا سال ۱۳۷۶ فرمانده سپاه باقی ماند. در این دوره ۱۶ ساله که حدود نیمی از آن در جنگ گذشت، ساختار سپاه به شکل قابل توجهی گسترش یافت و از یک نیروی تازهتاسیس انقلابی به سازمانی با نیروهای زمینی، دریایی و هوایی و مجموعهای از نهادهای آموزشی، درمانی و اقتصادی تبدیل شد. دانشگاه امام حسین، دانشگاه علوم پزشکی بقیهالله و قرارگاه سازندگی خاتمالانبیا از جمله نهادهایی هستند که شکلگیری یا توسعه آنها به سالهای فرماندهی او بازمیگردد.
نام محسن رضایی با فرماندهی سپاه پاسداران در جنگ ایران و عراق و با فراز و فرودهای زیادی گره خورده است. او در کنار فرماندهان ارتش و دیگر مسئولان سیاسی و نظامی، در طراحی و هدایت عملیاتهای مهمی مانند فتحالمبین، بیتالمقدس، خیبر، بدر و والفجر ۸ نقش داشت.
پیروزیهای سالهای نخست جنگ، به ویژه آزادسازی خرمشهر، بخش مهمی از جایگاه و اعتبار نظامی او در روایت رسمی جمهوری اسلامی را شکل داد. اما در سالهای پایانی جنگ، محسن رضایی به عنوان فرمانده سپاه در کانون اختلافنظرها درباره شیوه اداره جنگ، تقسیم نقش میان ارتش و سپاه و انتخاب اهداف عملیاتی قرار داشت.
اختلاف نظر میان رضایی و شماری از فرماندهان سپاه با فرماندهان ارتش، از جمله علی صیاد شیرازی، بر سر ساختار فرماندهی، شیوه طراحی عملیات و ارتباط میان نیروهای دو نهاد، پس از ناکامی و تلفات شدید عملیاتهایی مانند والفجر مقدماتی و خیبر آشکارتر شد.
در سالهای پایانی جنگ نیز بحث دیگری در سطح فرماندهی نظامی و سیاسی شکل گرفت: محسن رضایی ادامه جنگ تا رسیدن به اهداف تعیینشده را مشروط به افزایش چشمگیر نیرو و تجهیزات میدانست، در حالی که تامین چنین نیازهایی با محدودیتهای اقتصادی و سیاسی کشور روبهرو بود. این اختلاف ارزیابیها سرانجام به یکی از محورهای بحث درباره امکان ادامه جنگ و تصمیمی تبدیل شد که در تابستان ۱۳۶۷ به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ برای پایان دادن به جنگ انجامید.
یکی از اسناد مهم این دوره نامهای است که محسن رضایی در هفتههای پایانی جنگ در پاسخ به درخواست اکبر هاشمی رفسنجانی، جانشین فرمانده کل قوا، نوشت. رضایی در آن نامه برآورد کرده بود که برای دستیابی به پیروزی در سالهای بعد، ایران به افزایش بسیار گسترده نیرو، تانک، توپ، هواپیما و منابع مالی نیاز دارد.
این نامه همراه با گزارشهای نظامی، سیاسی و اقتصادی دیگر به روحالله خمینی ارائه شد. رهبر وقت جمهوری اسلامی در توضیح محرمانه تصمیم خود برای پذیرش قطعنامه ۵۹۸، از «نامه تکاندهنده فرمانده سپاه» به عنوان یکی از گزارشهایی نام برد که در نهایت به تصمیم او برای پایان دادن به جنگ و «نوشیدن جام زهر» منجر شد. محسن رضایی بعدها تاکید کرد که نامهاش برنامهای برای ادامه جنگ و خطاب به هاشمی رفسنجانی بوده و هنگام نوشتن آن نمیدانسته متن به خمینی ارائه خواهد شد.
زخم دیگری که سه دهه بعد دوباره سر باز کرد، عملیات کربلای ۴ در دیماه ۱۳۶۵ بود؛ عملیاتی که پس از آشکار شدن آمادگی عراق خیلی زود متوقف شد و تلفات سنگینی بر جا گذاشت.
در سال ۱۳۹۷ محسن رضایی نوشت کربلای ۴ برای «فریب دشمن» انجام شده تا زمینه عملیات کربلای ۵ فراهم شود. این تعبیر با واکنش گستردهای روبهرو شد، به ویژه آنکه سه سال پیشتر، بازگشت اجساد ۱۷۵ غواص و خطشکن و روایت کشته شدن شماری از آنان با دستهای بسته، عملیات کربلای ۴ را به موضوعی حساس تبدیل کرده بود.
قاسم سلیمانی، فرمانده وقت نیروی قدس سپاه، در آن زمان گفت که کربلای ۴ از ابتدا عملیات اصلی بوده و محسن رضایی نیز بعدتر گفت منظورش این بوده که پس از توقف عملیات، از وضعیت ایجادشده برای فریب عراق در آستانه کربلای ۵ استفاده شد.
در حکم تازه انتصاب محسن رضایی به عضویت شورای عالی امنیت ملی، رهبر جمهوری اسلامی او را «از پیشگامان دوره پرافتخار هشت سال دفاع مقدس» توصیف کرده است.
چهار نامزدی ناکام و شکست از آرای باطله
محسن رضایی در شهریور ۱۳۷۶ از فرماندهی سپاه کنار رفت و علی خامنهای او را به عضویت و دبیری مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب کرد. او تا سال ۱۴۰۰ در این سمت ماند که عملا به طولانیترین دوره مسئولیت سیاسی او تبدیل شد.
در همین دوره کوشید از سابقه صرفا نظامی خود فاصله بگیرد و نقش سیاسی و مدیریتی پررنگتری برای خود تعریف کند. در دانشگاه تهران اقتصاد خواند، تا مقطع دکترا پیش رفت و فعالیت خود در مجمع تشخیص مصلحت نظام را نیز به موضوعاتی مانند اقتصاد کلان، برنامهریزی و سیاستهای کلی نظام پیوند زد.
اما بلندپروازانهترین بخش فعالیت سیاسی محسن رضایی ناکامترین آن بود. او چهار بار تلاش کرد رئیسجمهور شود اما هرگز موفق نشد. با این حال ماجراهای او و تلاشهایش برای رسیدن به این مقام، حرفهایش در مناظرهها و برنامههایش برای آینده ایران، تا سالها در خاطره جمعی جامعه باقی ماند.
محسن رضایی اولین بار سال ۱۳۸۴ وارد رقابتها شد، اما دو روز مانده به رایگیری انصراف داد. چهار سال بعد در انتخابات ۱۳۸۸ در رقابتها ماند و براساس نتایج رسمی با کسب حدود یک و هفتدهم درصد آرا سوم شد. پس از آن انتخابات جنجالی به نتایج اعتراض کرد و شکایتهایی را به شورای نگهبان ارائه کرد، اما یازده روز پس از رایگیری و همزمان با اعتراضهای گسترده به نتایج انتخابات، اعلام کرد به دلیل «وضعیت سیاسی، امنیتی و اجتماعی» کشور از پیگیری شکایت منصرف شده است.
سال ۱۳۹۲ بار دیگر نامزد شد و این بار پس از حسن روحانی، محمدباقر قالیباف و سعید جلیلی چهارم شد. در سال ۱۴۰۰ چهارمین تلاش او نیز به ریاستجمهوری نرسید و پس از ابراهیم رئیسی دوم شد؛ هرچند تعداد آرای باطله از آرای او بیشتر بود.
ایجاد «ایالتهای اقتصادی» برای واگذاری بخشی از اختیارات تهران به مناطق، تغییر نظام یارانهها، سربازی حرفهای و برنامههای محلی برای توسعه شهرستانها از طرحهایی بود که در دورههای مختلف مطرح کرد.
ابراهیم رئیسی در شهریور ۱۴۰۰ او را معاون اقتصادی رئیسجمهور و همزمان دبیر شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا کرد. رضایی در خرداد ۱۴۰۲ از معاونت اقتصادی استعفا داد و رئیسی با حفظ مسئولیت او در دبیرخانه شورای عالی هماهنگی اقتصادی موافقت کرد.
احمد رضایی؛ مرگ «مشکوک» پسر سردار
در میان پنج فرزند محسن رضایی و همسرش، معصومه خدنگ، زندگی و مرگ احمد، فرزند ارشد خانواده، با حاشیهها و ماجراهای خبرساز بسیاری همراه شد.
احمد رضایی در سال ۱۳۷۷ ایران را ترک کرد و به آمریکا رفت. در آنجا درخواست پناهندگی کرد و در مصاحبه با رسانههای خارج از ایران به انتقاد از جمهوری اسلامی پرداخت. او اتهامهایی را علیه مقامهای بلندپایه حکومت، از جمله درباره قتل مخالفان و روشنفکران، مطرح کرد. محسن رضایی سخنان پسرش را رد کرد و بعدها مدعی شد افرادی در آمریکا او را فریب داده و به خروج از ایران تشویق کرده بودند.
احمد رضایی سال ۱۳۸۴ به ایران بازگشت و برای مدتی از فعالیت و حضور رسانهای فاصله گرفت، اما چند سال بعد بار دیگر از کشور خارج شد. در ۲۰ آبان ۱۳۹۰، جسد او در اتاقی در طبقه هجدهم هتل گلوریا در دوبی پیدا شد.
روایتها درباره علت مرگ احمد رضایی از همان ابتدا متفاوت بود. مقامهای پلیس دوبی گفتند نشانهای از حمله یا اقدام جنایی پیدا نشده و ابتدا مرگ او را به عنوان خودکشی بررسی کردند. چند روز بعد نیز پلیس دبی علت مرگ را مصرف بیش از حد یک داروی روانپزشکی اعلام کرد.
در ایران اما مرگ احمد رضایی از همان ابتدا رنگ امنیتی گرفت. دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام و سایت تابناک، رسانه نزدیک به محسن رضایی، مرگ او را «مشکوک» خواندند.
چند ماه بعد، خود محسن رضایی روایت را یک گام جلوتر برد و در گفتوگویی که روزنامه «جوان» منتشر کرد، موساد را به ترور پسرش متهم کرد. یک سال بعد نیز بازپرس پرونده در تهران فرض قتل عمد را مطرح کرد و از امتناع مقامهای اماراتی از تحویل برخی مدارک و اطلاعات مورد نیاز تحقیقات انتقاد کرد.
آمیا، اینترپل و تحریم
یکی از جدیترین پروندههای بینالمللی در کارنامه محسن رضایی، به بمبگذاری ۱۸ ژوئیه ۱۹۹۴ در مرکز همیاری یهودیان آرژانتین، آمیا، در بوئنوسآیرس مربوط میشود؛ حملهای که ۸۵ نفر را کشت و صدها نفر را زخمی کرد.
دادستانهای آرژانتینی شماری از مقامهای وقت جمهوری اسلامی، از جمله محسن رضایی را که در آن زمان فرمانده سپاه بود، به مشارکت در تصمیمگیری برای حمله متهم کردند. ایران این اتهامات را رد کرده است. اینترپل پس از اختلاف حقوقی میان ایران و آرژانتین در سال ۲۰۰۷ با صدور اعلان قرمز برای شش نفر، از جمله رضایی، موافقت کرد. خود اینترپل همان زمان تاکید کرد که تصمیم درباره اعلان قرمز به معنای داوری درباره قوت یا ضعف اتهامات نیست و گفت که رسیدگی به ماهیت پرونده بر عهده مراجع قضایی است.
پرونده آمیا در سالهای بعد نیز ادامه یافت. دادگاه فدرال فرجام کیفری آرژانتین در سال ۲۰۲۴ در حکمی ایران را مسئول طراحی سیاسی و راهبردی حمله و حزبالله لبنان را مجری آن دانست. تهران این اتهامات را همچنان رد میکند.
نام محسن رضایی در ژانویه ۲۰۲۰ در فهرست تحریمهای وزارت خزانهداری آمریکا قرار گرفت. مبنای حقوقی این تحریم، اتهامات او در پرونده آمیا نبود بلکه وزارت خزانهداری آمریکا او را ذیل فرمان اجرایی ۱۳۸۷۶، که مقامهای منصوب رهبر جمهوری اسلامی را هدف قرار میداد، تحریم کرد، هرچند در توضیح سوابقش به اتهامات پرونده آمیا نیز اشاره شده بود.
پس از خروج از دولت ابراهیم رئیسی، رضایی همچنان دبیر شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا و عضو مجمع تشخیص باقی ماند و در اسفند ۱۴۰۴، در میانه جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، به عنوان مشاور نظامی فرمانده کل قوا منصوب شد.
محسن رضایی در ۲۷ سالگی و در اوج جنگ ایران و عراق به فرماندهی سپاه رسید و یکی از مهمترین مسئولیتهای نظامی ایران را بر عهده گرفت. ۴۵ سال بعد، در حالی که جمهوری اسلامی با جنگی دیگر روبهرو است، و در شرایطی که بسیاری از فرماندهان و مقامهای نظامی و امنیتی خود را از دست داده، محسن رضایی در مرکز نهادی قرار گرفته که تصمیمهایش میتواند سرنوشت بزرگترین بحران جمهوری اسلامی در دهههای اخیر را تعیین کند.