کارتاز چه بود و چرا ۵۰۰ سال پیش عبور از تنگه هرمز مجوز می‌خواست؟

    • نویسنده, رضا ثابتی
    • شغل, روزنامه‌نگار
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۸ دقیقه

در دسامبر ۱۶۰۲، بازرگانی در بندر باسرور هند می‌خواست کشتی‌اش را با محموله‌ای از برنج راهی هرمز کند؛ اما برای رسیدن به مقصد، داشتن کشتی و کالا کافی نبود.

مقام‌های پرتغالی باید برای این سفر سندی به نام «کارتاز» صادر می‌کردند. در این سند مشخصات کشتی، مسیر سفر و شرایطی که باید رعایت می‌شد ثبت شده بود. پرتغال در آن دوره با تکیه بر کشتی‌های جنگی و پایگاه‌هایش می‌کوشید رفت‌وآمد دریایی منطقه را کنترل کند و نداشتن کارتاز می‌توانست به توقیف کشتی و محموله آن منجر شود.

این نمونه در «دفتر کارتازها» در آرشیو تاریخی ایالت گوا در هند ثبت شده است.

ناگندرا رائو و پی‌کی سودارشان، استادان دانشگاه گوا، در پژوهشی درباره این دفتر نوشته‌اند که کارتاز معمولا یک سال اعتبار داشت و هزینه آن با توجه به مقصد و نوع سفر تعیین می‌شد.

آقای رائو به بی‌بی‌سی فارسی گفت: «پرتغالی‌ها برای کارتاز هزینه می‌گرفتند، اما این سند در واقع نوعی مجوز بود که به بازرگانان اجازه می‌داد کالاهای خود را در اقیانوس هند حمل کنند، بی‌آنکه از حمله پرتغالی‌ها و ناوگان‌هایشان هراس داشته باشند.»

در جریان جنگ اخیر ایران و با مطرح شدن دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز، سابقه تاریخی کنترل رفت‌وآمد در این آبراه نیز دوباره موضوع بحث شده است.

سانجوی جوشی، رئیس بنیاد پژوهشی آبزرور، در مقاله‌ای تازه کارتاز پرتغالی‌ها را نمونه اولیه «حکمرانی اجباری دریایی» می‌خواند و می‌نویسد امپراتوری دریایی پرتغال در آسیا نه با تصرف سرزمین‌های وسیع، بلکه با تسلط بر گلوگاه‌هایی مانند هرمز، مالاکا و عدن بنا شده بود؛ الگویی که به باور او در مناقشه امروز تنگه هرمز نیز پژواک آن دیده می‌شود.

پرتغالی‌ها در هرمز خراج می‌گرفتند، بر تجارت بندری و گمرک نفوذ داشتند و برای کشتی‌ها مجوز صادر می‌کردند. اما آیا کارتاز نوعی «عوارض عبور از تنگه» بود؟

سانجای سوبرامانیام، مورخ سرشناس تاریخ اقیانوس هند و استاد دانشگاه کالیفرنیا در لس‌آنجلس، در پاسخ به این سوال به بی‌بی‌سی فارسی گفت: «کارتاز یا مجوز کشتیرانی، بخشی از تلاشی گسترده‌تر برای کنترل رفت‌وآمد کشتی‌ها و تجارت برخی کالاها، مانند فلفل و ادویه، شوره [ماده اولیه باروت] و برده بود؛ نه عوارض عبور.»

پیش از اشغال پرتغال ثروت هرمز از کجا می‌آمد؟

هرمز مدت‌ها پیش از ورود پرتغالی‌ها یکی از مهم‌ترین مراکز تجارت در اقیانوس هند بود. ویلم فلور در مدخل «هرمز در دوره اسلامی» در دانشنامه ایرانیکا می‌نویسد که در اواخر قرن سیزدهم میلادی، ناامنی در جنوب شرقی ایران باعث شد حاکمان هرمز مرکز حکمرانی خود را از ساحل نزدیک میناب به جزیره جرون منتقل کنند؛ جزیره‌ای که از آن پس به هرمز شهرت یافت.

این جزیره آب شیرین و زمین کشاورزی نداشت و تقریبا همه نیازهایش از خشکی یا جزایر اطراف تامین می‌شد. رونق هرمز نه از منابع طبیعی، بلکه از موقعیت بندری آن، حضور گسترده بازرگانان و پیوندش با مسیرهای مهم زمینی و دریایی می‌آمد. ویلم فلور می‌نویسد هرمز با تامین امنیت تجارت و کنار زدن بندرهای رقیب، به مرکز اصلی واردات و صادرات سرزمین‌های پیرامون خلیج فارس تبدیل شد.

روایت‌های مسافران نیز از رونق بازار هرمز در آن دوره حکایت دارد. ابن بطوطه در قرن چهاردهم آن را شهری بزرگ و آباد با بازارهایی باشکوه توصیف کرد و عبدالرزاق سمرقندی که در سال ۱۴۴۲ میلادی به هرمز رسید، از حضور بازرگانانی از مصر، شام، آناتولی، سراسر ایران، چین، زنگبار و عدن نوشت.

آفانازی نیکیتین، بازرگان روس که حدود سه دهه بعد به هرمز رفت، از بازاری پررونق نوشت که مردم و کالاهایی از نقاط مختلف جهان در آن گرد آمده بودند؛ هرچند به سنگینی حقوق گمرکی در هرمز نیز یاد کرد.

آنچه منابع به روشنی ثبت کرده‌اند، حقوق گمرکی بر کالاهایی است که وارد بندر می‌شد، در هرمز خریدوفروش می‌شد یا دوباره از آنجا صادر می‌شد. علاوه بر این حکومت هرمز از بنادر و سرزمین‌های تابع خود نیز خراج می‌گرفت. به نوشته ویلم فلور، با استناد به پژوهش‌های مورخان، پادشاهان هرمز خود نیز «خراجی ثابت و سالانه (مقرریه) به حاکمان سرزمین اصلی می‌پرداخت تا عبور امن رفت‌وآمد تجاری به جزیره و از آن تضمین شود».

در واقع پیش از اشغال پرتغالی‌ها، چند نوع پرداخت مالی در منطقه وجود داشت و پرتغالی‌ها نخستین کسانی نبودند که از تجارت هرمز درآمد کسب می‌کردند،‌ بلکه گمرک، خراج و حق امنیت تجارت پیش از ورود آنها هم وجود داشت.

اشغال هرمز؛ حاکمانی که خراج می‌دادند

در پایان سپتامبر ۱۵۰۷، ناوگانی به فرماندهی آلفونسو د آلبوکرک، دریانورد و از فرماندهان توسعه امپراتوری پرتغال در اقیانوس هند، به هرمز حمله کرد و نیروی دریایی محلی را شکست داد.

به نوشته «دانشنامه مجازی گسترش پرتغال» در توافقی که پس از نبرد به دست آمد، حاکم هرمز ساخت قلعه پرتغالی‌ها را پذیرفت و متعهد شد سالانه ۱۵ هزار زرافین (اشرفی) خراج بپردازد. پرتغالی‌ها این توافق را به معنای تابعیت حاکم هرمز از پادشاه پرتغال می‌دانستند.

اختلاف و شورش شماری از فرماندهان پرتغالی باعث شد آلبوکرک در فوریه ۱۵۰۸، پیش از تکمیل قلعه، جزیره را ترک کند. او در مارس ۱۵۱۵ با نیرویی بزرگ‌تر بازگشت و این بار سلطه پرتغال را تثبیت کرد.

اما حکومت هرمز به طور کامل منحل نشد. پادشاه، وزیر، و شماری از مقام‌های محلی در قدرت ماندند با این تفاوت که حاکم هرمز اکنون تابع پادشاه پرتغال بود و بخش مهمی از قدرت نظامی و سیاست خارجی در دست فرماندهان پرتغالی قرار داشت.

پرتغالی‌ها پرداخت سالانه هرمز به فرمانروایان خشکی را متوقف کردند و خود در جایگاه قدرت برتر نشستند. در عین حال، دستگاه اداری و گمرک محلی را حفظ کردند، زیرا ارزش هرمز در شبکه تجاری و درآمدهای آن بود.

سانجای سوبرامانیام، مورخ و استاد دانشگاه کالیفرنیا، به بی‌بی‌سی فارسی گفت: «کنترل هرمز، یعنی جزیره جرون، به پرتغالی‌ها امکان داد تا اندازه‌ای بر کشتی‌هایی که وارد خلیج فارس می‌شدند یا از آن خارج می‌شدند تسلط داشته باشند. کشتی‌هایی که در هرمز توقف می‌کردند موظف بودند در آنجا حقوق گمرکی بپردازند. این درآمد، منبع مالی مهمی برای پرتغالی‌ها بود.»

با این حال، پرتغال تنها به هرمز متکی نبود. این امپراتوری شماری از نقاط دیگر خلیج فارس و سواحل اطراف را نیز تصرف کرد و در آنها قلعه ساخت. پس از سال ۱۵۱۵، پرتغالی‌ها برای تثبیت موقعیت خود با فرمانروایان صفوی نیز وارد مناسبات دیپلماتیک شدند؛ مناسباتی که تا زمان تصمیم شاه عباس برای بیرون راندن آنان، پیوسته تغییر می‌کرد.

فیلیپ بوژار، پژوهشگر تاریخ اقیانوس هند، می‌نویسد هدف پرتغال بیش از آنکه بستن کامل مسیرهای دریایی باشد، هدایت تجارت به مسیرها و بنادری بود که بتواند بر آنها کنترل داشته باشد و از آن درآمد به دست آورد. هرمز نیز در این راهبرد به یکی از نقاط کلیدی کنترل تجارت خلیج فارس تبدیل شد.

در این نظام، کارتاز در کنار خراج و حقوق گمرکی به یکی از ابزارهای اصلی کنترل تجارت دریایی تبدیل شد.

کارتاز چگونه کار می‌کرد؟

به گفته پژوهشگران و مورخان، کارتاز را می‌توان ترکیبی از گذرنامه کشتی، مجوز سفر و امان‌نامه دریایی دانست. این سند معمولا برای کشتی و سفری مشخص صادر می‌شد و نشان می‌داد دارنده آن اجازه دارد بدون تعرض ناوهای پرتغالی حرکت کند.

پرتغال کارتاز را مشخصا برای هرمز ابداع نکرده بود. از اوایل قرن شانزدهم این نظام در بخش‌های مختلف اقیانوس هند اجرا شد و هرمز یکی از حلقه‌های مهم آن بود. پرتغال با تکیه بر قدرت دریایی خود، حرکت کشتی‌های دیگر را به دریافت مجوز وابسته می‌کرد.

پژوهش‌های رائو و سودارشان از دانشگاه گوا در زمینه «دفتر کارتازها» نشان می‌دهد در این اسناد نام کشتی و مالک، تعداد دکل‌ها، ظرفیت، تجهیزات، خدمه، راهنما، ناخدا، شمار توپ‌ها و گاه سربازان ثبت می‌شد. بخش دیگری از سند، مسیر و شرایط سفر را تعیین می‌کرد. تخلف از شرایط می‌توانست به توقیف کشتی، محموله و خدمه منجر شود. به نوشته این دو پژوهشگر، کارتاز معمولا یک سال اعتبار داشت.

کارتاز مجوز آزادی کامل برای سفر نبود. به گفته سانجای سوبرامانیام بعضی کشتی‌های دارای کارتاز موظف بودند در گمرک‌های تعیین‌شده توقف و حقوق گمرکی پرداخت کنند.

ابزار دیپلماتیک و اهرم قدرت، تا امروز

سانجای سوبرامانیام به بی‌بی‌سی فارسی گفت که این مجوز کاربرد دیگری نیز داشت: «کارتاز همچنین یک ابزار دیپلماتیک بود. برای مثال، پرتغالی‌ها به بعضی از فرمانروایان هند، از جمله گورکانیان، برای کشتی‌هایشان که زائران حج را به بنادر دریای سرخ، مانند جده، می‌بردند، کارتاز می‌دادند. هدف این بود که این فرمانروایان روابط دوستانه‌تری با پرتغالی‌ها داشته باشند.»

پشت این مجوز، قدرت نظامی پرتغال قرار داشت. ناگندرا رائو به بی‌بی‌سی فارسی گفت که دریافت کارتاز «نخست، به این معنا بود که پرتغالی‌ها به کشتی‌های تجاری حمله نمی‌کردند. دوم، پرتغالی‌ها موظف بودند از بازرگانان در برابر اعراب و اروپایی‌هایی مانند انگلیسی‌ها و هلندی‌ها محافظت کنند.»

پرتغال هرگز نتوانست همه رفت‌وآمدهای دریایی اطراف هرمز را به طور کامل زیر کنترل کارتاز ببرد. به گفته سانجای سوبرامانیام، اجرای این نظام به حضور منظم «ناوگان تنگه» در آب‌های هرمز بستگی داشت و کشتی‌های کوچک‌تر گاه می‌توانستند از نظارت آن بگریزند. قدرت‌های رقیب نیز این کنترل را محدود می‌کردند؛ از جمله عثمانی‌ها که پس از تصرف بصره در ۱۵۴۶ چند بار با پرتغالی‌ها درگیر شدند.

مقاومت بازرگانان محلی هم اجرای پیوسته کارتاز را دشوار می‌کرد. رائو و سودارشان نوشته‌اند که برخی تجار، به ویژه بازرگانان مسلمان مالابار، در جنوب غرب هند، از مسیرهای کم‌نظارت استفاده می‌کردند یا با مقام‌های محلی و پرتغالی به توافق می‌رسیدند.

سلطه پرتغال در اوایل قرن هفدهم رو به افول گذاشت. صفویان ابتدا بحرین و سپس گمبرون را گرفتند و در ۱۶۲۲، نیروهای امامقلی‌خان با کمک دریایی کمپانی هند شرقی انگلیس، قشم و هرمز را تصرف کردند. تجارت به گمبرون، که بعدها بندرعباس نام گرفت، منتقل شد و دریافت حقوق گمرکی ادامه یافت، اما فقط مرکز و ذی‌نفعان آن تغییر کردند.

سقوط هرمز به معنای پایان کارتاز نبود. ناگندرا رائو به بی‌بی‌سی فارسی گفت که پرتغالی‌ها پس از ۱۶۲۲ نیز به صدور این مجوز ادامه دادند و از آن برای محدود کردن رفت‌وآمد متحدانشان به بنادر دشمن استفاده می‌کردند. آنچه از میان رفت، مرکز اصلی قدرت پرتغال در خلیج فارس بود؛ جایی که قلعه و ناوگان پرتغالی، گمرک هرمز و نظام کارتاز در کنار یکدیگر امکان کنترل تجارت دریایی را فراهم می‌کردند.

هرمز برای پرتغالی‌ها نقطه‌ای بود که در آن موقعیت جغرافیایی به اهرم قدرت و کسب درآمد تبدیل می‌شد. امروز هرچند ابزارها و قواعد ظاهرا عوض شده‌‌اند، اما جذابیت هرمز برای قدرت‌ها همان است: این باریکه هنوز بیش از اندازه جغرافیایی‌اش قدرت تولید می‌کند.