شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
تهدید ترامپ، تنگه هرمز و نقش چین؛ سه روایت از رسانههای آمریکا
واشنگتن پست در دومین گزارش اختصاصی خود درباره خروج دونالد ترامپ از ترکیه نوشته است که اطلاعات ارائه شده از سوی اسرائیل درباره «طرح ایران برای ترور رئیسجمهور آمریکا» در ابتدا با تردید نهادهای اطلاعاتی آمریکا روبهرو شد. با این حال، سرویس مخفی آمریکا در نهایت تصمیم گرفت جانب احتیاط را رعایت کند و رئیسجمهور را در قالب یک عملیات فریب با هواپیمایی غیر از هواپیمای رسمی ریاستجمهوری منتقل کند.
خبرنگاران این روزنامه با شماری از مقامهای فعلی و پیشین نهادهای اطلاعاتی آمریکا گفتوگو کردهاند. به نوشته واشنگتن پست، برخی تحلیلگران سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) معتقد بودند ارزیابیهای ارائهشده از سوی اسرائیل از انسجام و قطعیت کافی برخوردار نبوده است. با وجود این تردیدها، کاخ سفید و سرویس مخفی آمریکا در نهایت ترجیح دادند جانب احتیاط را رعایت کنند.
بر اساس روایت واشنگتن پست، دونالد ترامپ پس از شرکت در نشست استانبول از پلکان هواپیمای رسمی خود بالا رفت، اما لحظاتی بعد از خروجی دیگری هواپیما را ترک کرد و با پروازی متفاوت محل را ترک کرد. بیبیسی امکان تأیید مستقل این روایت را ندارد.
با وجود تردید برخی نهادهای اطلاعاتی نسبت به اطلاعات ارائهشده از سوی اسرائیل، واشنگتن پست مینویسد که سرویس مخفی آمریکا در نهایت بر مبنای ملاحظات حفاظتی تصمیم گرفت ریسک نکند. یکی از افرادی که با این روزنامه گفتوگو کرده، یادآور شده است که نهاد مسئول حفاظت از رئیسجمهور آمریکا در سالهای اخیر چندین بار با تهدیدهای جدی علیه جان دونالد ترامپ مواجه بوده و به همین دلیل ترجیح میدهد در مواردی که حتی اندکی ابهام وجود دارد، جانب احتیاط را بر هر ملاحظه دیگری مقدم بداند.
آیا ایران ترامپ را دست کم گرفته است؟
اما تهدیدهای منتسب به ایران تنها موضوعی نیست که توجه رسانههای آمریکا را جلب کرده است. همزمان، ارزیابی میزان نفوذ تهران بر تنگه هرمز و تأثیر آن بر بازار انرژی نیز به یکی از محورهای اصلی بحث در رسانههای این کشور تبدیل شده است.
حتی فاکس نیوز، رسانهای که معمولاً به دونالد ترامپ نزدیک تلقی میشود، نیز درباره ادعای او مبنی بر «کنترل کامل تنگه هرمز» ابراز تردید کرده است. این شبکه با اشاره به کاهش شدید تردد کشتیها، وضعیت عبور و مرور در این آبراه را «قطرهچکانی» توصیف میکند. با این حال، با وجود ماهها اختلال در تردد کشتیها در تنگه هرمز، قیمت نفت هنوز به سطحی که بسیاری انتظارش را داشتند نرسیده است. یکی از سردبیران اکونومیست توضیح جالبی برای این موضوع ارائه میکند، اما پیش از آن بد نیست ببینیم فاکس نیوز وضعیت تنگه هرمز را چگونه روایت میکند.
برت بایر، مجری یکی از برنامههای عصرگاهی شبکه فاکس نیوز، در گزارش خود گفت که ایران با همکاری حوثیهای یمن قادر است بر تردد کشتیهای حامل انرژی در دو گذرگاه راهبردی تأثیر بگذارد؛ یکی تنگه بابالمندب در جنوب شبهجزیره عربستان و دیگری تنگه هرمز در جنوب ایران.
برت بایر برای زیر سؤال بردن ادعای دونالد ترامپ درباره «کنترل کامل تنگه هرمز» به سه عدد استناد کرد. او گفت که پیش از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، روزانه بیش از ۱۰۰ کشتی از تنگه هرمز عبور میکردند. اما در روزهای اخیر این رقم به شکل چشمگیری کاهش یافته است؛ به طوری که روز دوشنبه تنها هشت کشتی از این آبراه عبور کردند و روز سهشنبه نیز، با وجود افزایش نسبی تردد، شمار کشتیهای عبوری به ۱۴ فروند رسید.
جک کین، ژنرال بازنشسته ارتش آمریکا، در فاکس گفت که ایرانیها به دو دلیل احساس میکنند در این درگیری دست بالا را دارند. یکی اینکه اگرچه کنترل دو تنگه را به صورت کامل بر عهده ندارند اما به اندازه کافی میتوانند بر عبور کشتیها از این دو گلوگاه موثر باشند. آقای کین گفت که موفقیت ایران در اثرگذاری بر این دو تنگه حتی از انتظار خودشان هم بیشتر بوده است.
از سوی دیگر آقای کین گفت تلاش کشورهای حاشیه خلیج فارس در متقاعد کردن آقای ترامپ برای پایین آوردن آتش تنشها در نگاه ایرانیها رویدادی موفقیت آمیز است. او گفت که ایران به خاک این کشورها حمله نظامی کرده و آنها اما از آقای ترامپ خواستهاند که از خیر حملات کوبنده علیه ایران بگذرد.
به گمان او ایرانیها همین روش را فعلا ادامه میدهند چون انتخابات میاندورهای در آمریکا در راه است و رئیس جمهور قصد ندارد کنگره را به رقبایش واگذارد.
برخی در آمریکا این پرسش را مطرح میکنند که آیا ایران میکوشد با فرسایشی کردن بحران، موقعیت سیاسی دونالد ترامپ را در آستانه انتخابات میاندورهای تضعیف کند؛ همانگونه که بحران گروگانگیری در دوران جیمی کارتر به یکی از عوامل شکست سیاسی او تبدیل شد. اما جک کین، ژنرال بازنشسته ارتش آمریکا، این قیاس را دقیق نمیداند. او میگوید ترامپ همچنان از ابزارها و توان نظامی گستردهای در منطقه برخوردار است و هشدار میدهد که ایران نباید توانایی یا اراده او را دست کم بگیرد؛ اشتباهی که به باور او تهران پیشتر نیز مرتکب شده است.
سیاست «اعجابآور» چین
بندآوردن مسیر عبور کشتیهای حامل انرژی در تنگه هرمز و تا حدودی در بابالمندب این سوال را در ذهن بسیاری آورده که چطور شده بهای نفت آن طور که انتظارش بود بالا نرفته است.
متیو فاواس، از سردبیران بخشهای اقتصادی در مجله اکونومیست، تحلیل جالبی در این زمینه دارد. او در گفتوگویی با پادکست «اینتلیجنس» از اکونومیست گفت که بزرگترین دلیل اینکه بهای نفت به بشکهای ۱۵۰ دلار نرسید مجموعهای از سیاستهای چین است. دلایل کوچکتری هم به گمان آقای فاواس بود. مثلا اینکه عربستان و امارات از خطوط لوله نفت استفاده بیشتری کردند. یا اینکه آمریکا و ژاپن در ذخایر نفتی خود را گشودند. اما ماجرای چین جالبتر است.
چین، به گفته آقای فاواس، واردات نفت خام را از ماه فوریه تا آوریل به نصف کاهش داد. چین که از مدتها پیش به ذخایر نفت خود افزوده بود، آمادگی داشت تا در موقع مشکلاتی از قبیل جنگ و تحریم نیازش به بازار نفت را بکاهد. از سوی دیگر آنها صادرات محصولات پتروشیمی خود به کشورهای همسایه را متوقف کردند.
با این همه، به گفته متیو فاواس، کاهش واردات نفت و توقف صادرات برخی محصولات پتروشیمی فشار قابل توجهی بر اقتصاد چین وارد نکرده است. او به مجموعهای از سیاستهای صرفهجویانه دولت چین اشاره میکند؛ از متوقف کردن پروژههای غیرضروری و پرمصرف تا جایگزینی برخی فرآوردهها و مواد اولیه. از نگاه او، این اقدامات به پکن امکان داده است که دستکم در کوتاهمدت، آثار اختلال در بازار جهانی انرژی را مهار کند.
روشهای چین شاید در درازمدت برای این کشور جواب ندهد اما آقای فاواس گفت که دست کم در کوتاهمدت میتواند خود را در برابر ضربههای اقتصادی مصون کند.
آنچه از مرور این گزارشها برمیآید این است که در واشنگتن هنوز اتفاق نظری درباره مسیر آینده بحران وجود ندارد. برخی بر تهدید ایران علیه ترامپ و ضرورت تشدید فشار تأکید میکنند، برخی بر توان ایران برای طولانی کردن بحران دست میگذارند و برخی دیگر به مقاومت بازار انرژی در برابر شوکهای منطقهای اشاره دارند. اما در یک نکته تقریباً توافق وجود دارد: رویارویی تهران و واشنگتن وارد مرحلهای فرسایشی شده که پایان آن هنوز در چشمانداز نزدیک دیده نمیشود.